روايت گر حديث ما که بدان دلهاي شيعيان ما را استوار مي دارد، از هزارعابد برتر است . [امام صادق عليه السلام]
روابط دختران و پسران - ورود پسرا ممنوع

امروز : پنجشنبه 7 شهريور 1387 - ساعت 5:33 عصر

  • پست الکترونيک
  • صفحه اصلي
  •  RSS 
  • پارسي بلاگ
  • پارسي يار
  •    [آرشيو شده ها]
    به گزارش پايگاه شفا :محققان آمريکايي دريافتند مواد شيميايي موجود در رژ لب و لاک باعث افزايش خطر بروز سرطان سينه مي شود.
    به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري آلمان، محققان فيلادلفيايي طي يک تحقيق ثابت کردند ماده شيميايي موسوم به بوتيل بنزيل فقالات BBP باعث بروز اختلال در روند تشکيل بافت هاي سينه مي شود که بدنبال آن خطر بروز سرطان سينه افزايش پيدا مي‌کند.
    بنابراين گزارش،BBP سنتزي در محصولات آرايشي مانند رژ لب ها و يا لاک ها استفاده مي شود تا آنها را براق نشان دهد.
    اين گزارش حاکيست، BBP به گروهي از فقالات ها تعلق دارد که هورمون استروژن را شبيه سازي مي کند و تماس با آن بيماري هاي کليوي، ناباروري و صدمات جنيني را بدنبال دارد.
    براساس اين گزارش، فقالات‌ها بعنوان نرم کننده در مواد پلاستيکي استفاده مي شوند و استفاده از آنها در اسباب بازي هاي نوزادان و دندان گير که هنگام دندان در آوردن نوزاد استفاده مي شود، ممنوع شده است.
    يادآور مي شود، فعالان زيست محيطي به همين دليل خواستار ممنوعيت استفاده از BBP در صنعت توليد محصولات آرايشي شدند


    منبع: پايگاه اينترنتي شفا

    مطلب مرتبط ! :


    چيست آشغال فرنگي به لبت مي مالي؟----------- ز چه تقليد کني از مدل تو خالي؟
    اينکه امروز جواني و کني بد مستي-------------- ته آزاد رهت هست عذاب و پستي
    رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست--------- مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست
    گوهري باش ولي در صدف و پوشيده----------- زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده
    گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده----------- به گرازي که کمين کرده به تاراج مده
    هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازي نيست----------- به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست


    اگه از شعر، خوشت اومده، کاملشو اينجا ببين.


    واکنش هاي شما ! :
    پنج نوع واکنش رو ميشه از خوانندگان اين مطلب و مطلب قبلي (يعني روژلب) حدس زد:


    دسته اوّل: پسرايي که با اينجور مطالب به شدّت مخالفند. نمي دونم ولي شايد منافع چشم هاشون رو در خطر مي بينند! به عبارت بهتر: کاسه هاي داغ تر از آش


    دسته دوم: دخترايي که براي ايندست تحقيقات تره هم خرد نمي کنند و استدلالشون هم اينه که: اي بابا! چقدر پاستوريزه ! کي سرطان گرفت که ما دوميش باشيم !


    دسته سوم: مذکر جماعتي که با اينجور مطالب موافقند: حالا بعضي ها به دليل داشتن شمّه اي از "غيرت شهدا نسبت به نواميسشون" ، بعضيا هم به دليل خسته شدن از پرداخت هزينه هاي مواد آرايشي (بيچاره مي بينه پولي رو که با زحمت و عرق ريختن و اضافه کاري به دست اوورده بايد خيلي راحت بده بابت خريد موادي که خيلي زود تموم ميشن، بدون اينکه هيچ دردي از درداي زنديگيشون درمون بشه)


    دسته چهارم: دخترايي که اينجور استدلال مي کنند: خدا و پيغمبر که ميگن آرايش نکن (مگر براي شوهر)، محققان و پژوهشگران هم که ميگن آرايش ضرر داره، منطق هم که ميگه: "رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست! " ، اصول مد شناسي هم که ميگه: جديدترين و با کلاس ترين مد اينه که با بقيه فرق کني! خوب ديگه خداحافظي با آرايش هم فال است و هم تماشا، هم دنياست هم آخرت، هم رضايت خدا هم سلامت تن، هم باکلاس شدن هم صرفه جويي تو هزينه ها و ده ها "هم" ديگه!...


    دسته پنجم: افرادي که - دختر يا پسرش توفيقي نمي کنه! - وقتي مي بينند مطلبي عکس نداره حتي زحمت خوندن تيترش رو هم به خودشون نميدن! چه برسه به اينکه با تأمل مطلب رو بخونند و باهاش مخالف يا موافق باشند!


    راستي شما جزء کدوم دسته ايد؟...



    معلوم الحال مجهول الهويه ::: سه‏شنبه 13/1/1387::: ساعت 6:32 عصر

     

    شخصي به نام حميد پيام گذاشته که:


    آقايون و خانمهاي محترم
    اگر فکر ميکنيد ترويج حجاب کار شما نيست لطفا ادامه نديد


    زندگي که فقط حجاب نيست
    ما بجاي اينکه نيازهاي اوليه زندگي مردم را توجه کنيم آموزش،مسکن،اشتغال،امنيت و غذاونظافت و ...


    نظافت نيمي از ايمان است جمله از کيست
    چسبيديم به موردي که فعلا نياز به گفتنش نيست و کار ما هم نيست


    ببين من همه اينها را رعايت ميکنم ولي حالم بهم ميخوره وقتي چشمتان را بروي منکرات اساسي تر بسته ايد
    حجاب آزاد است از نظر عقلاني و حتي شرعي


    حجاب بهتر است از نظر امنيت ولي چه بسا چادريهايي بخاطر حجابشان در دام بلا افتادند يا حتي در زير چادر کارشان را انجام ميدهند


    مطمئن باشيد اگر اينگونه چادر و حجاب جزو ضروريات اصلي دينمان بود تا حالا خداوند کسي را براي هدايت مي فرستاد همچنانکه براي پيشينيان اينکار را کرد حداقل 4 ميليارد بي حجاب در دنيا داريم همه هم بندگان خدايند


    پس آيا خداوند بندگان خودش را رها کرده است؟


    نه هرگز


    و پاسخ من:


    اولاً: شما در اين چند خط نوشته تون، چندين بار حرفتونو پس گرفتيد و از موضع خودتون عقب نشستيد و اين خودش بزرگترين دليله که خودتون هم به حرفاي خودتون ايمان نداريد، حالا چطور انتظار داريد ديگران حرفاتو بپذيرند!؟


    ثانياً: چه کسي گفته که پرداختن ما به موضوع حجاب، به معناي جلوگيري ازديگران براي پرداختن به ديگر موضوع هاست؟! آيا شما اصل تقسيم کار رو قبول نداريد؟


    ثالثاً: ميشه بفرمائيد اگه فعلاً نياز به گفتن اين مسائل نيست پس چه موقع نيازه؟ لابد وقتي که همه لخت و عور شدند!! آيا به عمل اومدن اين همه بدحجاب تو سطح جامعه کافي نيست؟ آيا اين همه بالا رفتن سن ازدواج ها، افزايش طلاق ها، افزايش تصاعدي مبتلايان به ايدز، کاهش امنيت رواني براي مردان، کاهش امنيت اجتماعي براي زنان و دختران، افزايش کودکان خياباني و ده ها بلاي ديگر که همگي نتيجه بي توجهي به موضوع حجابه، کافي نيست؟


    رابعاً: اگه دفاع از حجاب کار ما نيست پس کار کيه؟ لابد بايد منتظر بشينيم شبکه بي بي سي بياد و برامون تبليغ حجاب بکنه؟!


    خامساً: شما بدون ارائه هيچ دليلي ادعا کرديد که: "حجاب آزاد است از نظر عقلاني و حتي شرعي" در حالي که حرف بدون دليل رو به قول معروف بايد بذاري در کوزه و ...


    حالا من، هم از نظر عقلاني و هم از نظر شرعي ثابت ميکنم که حجاب يک امر ضروري براي يک جامعه ي پاک و سالمه:


    الف- يک اصل عقلاني که خود غربي ها هم تو قانون هاشون ازش استفاده مي کنند اينه که:


    " هر چيزي که باعث زيرپا گذاشتن و تعرّض به حقوق ديگر شهروندان بشود، جايز نيست و ممنوع است. "


    مثلاً همين غربي ها قانون تصويب کردند که: سيگار کشيدن تو مجامع عمومي ممنوعه - بخوانيد حرامه! - چون باعث آزار ديگران ميشه ؛ و يا اينکه: شراب خوردن در حال رانندگي ممنوعه، چون مستي راننده و عدم کنترل ماشين موجب بروز تصادفات ميشه... ؛ حالا بياييم سر مسأله ي حجاب : هر آدم با انصافي با هر طرز تفکري قبول داره که بدحجابي تأثير غير قابل انکاري بر روي جو جامعه ميذاره. فکرشو بکن دختر آرايش کرده اي که از خونه مياد بيرون و بيرحمانه از 20 جوون دلربايي ميکنه در حالي که فقط قصد ازدواج با يکي شونو داره و اصلاً هم براش مهم نيست که با دل نوزده تاي ديگه چي کرده ، فرقش با اون سيگاري که با يه نخ سيگار تمام اطرافياشو به سرفه ميندازه چيه؟ آيا قابل قبوله که سيگاريه بگه سيگار کشيدن حق منه، هرکه نمي خواد بيني شو بگيره؟! يا اينکه کسي که حجاب رو رعايت نمي کنه بگه من ميخوام همون طور که تو خونه لباس مي پوشم، همونطور هم تو اجتماع حاضر بشم، هر کي نمي خواد به درک... اصلاً همه چشماشونو ببندند تا من راحت باشم!!


    ب-از نظر شرعي هيچ ترديدي نيست که حجاب واجبه، چرا که خدا مستقيماً در آيه 31 سوره نور به زنان مؤمن دستور به رعايت حجاب ميده.


    همچنين: اسماء دختر ابوبکر - که خواهر عايشه بود - به خانه پيغمبر اکرم آمد در حالي که جامه هاي نازک و بدن نما پوشيده بود . رسول اکرم روي خويش را از او برگرداند و فرمود:


    اي اسماء ! همينکه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزي از بدن او
    ديده شود مگر اين و اين - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائين دست خودش


    سادساً:خداوند به همه ي ما انصاف بدهد؛ آيا اين درسته که اگر مثلاً ديديم دو پزشک به وظيفه شون خوب عمل نمي کنند،بگيم تمام پزشک ها بد هستند؟! و يا پا رو فراتر گذاشته و اصل "پزشکي" رو زير سؤال ببريم؟! اگر نه، پس چطور شما بدعمل کردن چند چادري رابه حساب تمام چادري ها نوشتيد و از اون بي انصافانه تر اصل "حجاب" رو زير سؤال برديد؟دوباره مي پرسم آيا شما تدريس بد چند معلم را به حساب بد بودن تمام معلم ها مي گذاريد؟ آيا عاقلانه است کسي با اين بهانه ها خودش را از نعمت پزشک و حجاب و آموزش محروم بکنه؟؟


    درآخر اينکه: با استناد به حرفهاي شما، دزدي هم چيز خوبيه!!! چون خداوند در حال حاضر پيامبري رو براي هدايت اين همه دزد نفرستاده. راستي قتل هم چيز خوبيه! چون...


    ببين عزيز من، انگار شما هنوز نمي دونيد معني خاتم بودن پيامبر ما -صل الله عليه و آله- چيه؟
    يعني اينکه خداوند هرآنچه رو که بايد به بشر مي آموخت توسط حضرت محمد -صل الله عليه و آله- ابلاغ کرده و هيچ چيزي وجود نداره که براي خوشبختي بشر لازم باشه و خداوند اون رو نگفته باشه. حالا آيا لازمه دوباره من آيات و احاديث حجاب رو برات بنويسم؟



    معلوم الحال مجهول الهويه ::: دوشنبه 19/9/1386::: ساعت 12:18 عصر

    وقتي دل هاي سنگي و سينه هاي آهني، انسانها را از يکديگر دور مي سازد، تنها رفتن زير چتر محبت است که آدمي را مصون مي سازد و از آفت فتنه ها نگه مي دارد و مصونيت از افتادن در دام شيادان را پديد مي آورد.


    دوست داشتن، عشق ورزيدن و فداکاري کردن در راه دوست و دوستي، هنر مهم زندگي اجتماعي است و نشان رهايي از خودخواهي است. البته مهم است که محبوب تو چه و که باشد و انگيزه ي دوستي کدام؟


    چه عيب دارد اگر " عشق مجازي " پلي به سوي " عشق حقيقي " گردد؟ ... مشکل اينجاست که عده اي روي همين پل مي مانند و از ياد مي برند که مقصد آن سوي پل بود! پس چرا توقف و در جا زدن؟


    اگر محبت به اين و آن ، سبب شود که طعم عشق به محبوب راستين را نچشيم و لذت عشقبازي با يار جاودانه را از ما بگيرد، اين محبت نه تنها پل نيست، بلکه سدي شده است که ميان ما و هدف فاصله مي اندازد! کاش مرز ميان "عشق" و "هوس" را ميشناختيم.


    حالتي را که به عنوان محبت نسبت به ديگران داريم، يا ديگران نسبت به ما ابراز مي کنند، گاهي هوس هاي حيواني است، با لعابي شيرين و پوششي فريبا به نام "عشق"!


    عشق يا هوس


    عشق و دوستي خيلي مقدس است... اما گاهي در دست هاي هوسبازان آلوده مي شود و تا حد "جاذبه ي جنسي" تنزل پيدا مي کند.


    "دل" اگر خوراک سالمي از محبت نداشته باشد، مسموم دوستي هاي هوسبازانه مي شود.


    اگر زير چتر محبت ديگران نيستيم، مي توانيم بر سر ديگران چتر محبت بگشاييم...
    ---------------------------------------------------------------------------------------امّا به شرطها و شروطها...



    معلوم الحال مجهول الهويه ::: يکشنبه 15/7/1386::: ساعت 12:56 عصر

    آسيب شناسي روابط دختران و پسران (2)



    پيامدهاي رواني و تربيتي


    1- افت تحصيلي : دوستي با جنس مخالف ( مشغول شدن فکر و ذهن ) ، عقب ماندن از تحصيل را در پي دارد.


    فوکوياما ( متفکر آمريکايي ) : دانش آموزان شرکت کننده ي ما در المپيادهاي جهاني، در مقايسه با کشورهاي صنعتي ديگر، نازل ترين رتبه را داشته اند .


    2- بيماري هاي رواني و نا امني : کاپلان و سادوک دو روان شناس غربي که کتاب هايشان منبع و مرجع اصلي روان پزشکان در دنيا است، حدود 94 بيماري روان تني را فهرست کرده اند که نتيجه ي روابط بي حد و حصر بين زن و مرد مي باشد :


    - دچار هيجانات کاذب شدن ، مثل خيال ازدواج، خوشبختي و در نتيجه شکست روحي


    - قرباني شدن دختران عموما به خاطر از بين رفتن آبرو نزد خانواده و اقوام و حتي در برخي موارد اقدام به خودکشي


    - نا آرامي انسان، چون غريزه ي جنسي فزون طلب و دنبال دستيابي به لذت هاي بيشتر است، لذا آرامش ندارد.



    3- مانع رشد و کمال : دوستي هاي غير صحيح باعث مي گردد دختر و پسر به صورت ابزاري در آيند و هر روز، تغييراتي در آرايش، پوشش، حرکات و ... داشته باشند که اين چيزي جز مشغول شدن به کارهاي بي ارزش و دور شدن از هدف اصلي و شناخت خود و شکوفايي خلاقيت ها و عقب ماندن از قله ي کمال نيست . انسان در اين صورت به دنبال خواسته هاي ديگران است و خودش را فراموش مي کند ...
    و اينجاست که وعده ي خدا محقَق ميشود:


    وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ____ سوره حشر آيه 19


    و چون کسانى مباشيد که خدا را فراموش کردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند .



    معلوم الحال مجهول الهويه ::: چهارشنبه 8/1/1386::: ساعت 10:59 صبح


    آسيب شناسي روابط دختران و پسران



    پيامدهاي اجتماعي


    1- ايجاد روحيه ي بي اعتمادي در جامعه و خانواده: وقتي روابط بين دختر و پسر عادي شد اولين نتيجه اش آن است که افراد در موقع خواستگاري نسبت به همسر آينده ي خود دچار شک و ترديد مي شوند که نکند او هم دوست پسري يا دوست دختري داشته است ؟! همين بي اعتمادي سبب نگراني و اضطراب شده و چه بسا در زندگي آنها اثري مخرب بگذارد .


    2- افزايش طلاق و فروپاشي خانواده ها: تصور کنيد با شخصي ازدواج کرده ايد و بعد از مدتي متوجه مي شويد که همسر شما قبل از ازدواج دوستي داشته است چه حالتي به شما دست مي دهد؟ حتي بر فرض اگر همسر شما همان دوست قبل از ازدواج شما باشد آيا احتمال نمي دهيد بعد از ازدواج نيز به دوستي هاي خود ادامه دهد؟ آيا شما هميشه مراقب او هستيد؟


    طبق آخرين تحقيقات افرادي که قبل از ازدواج با يکديگر رابطه داشته اند بعد از ازدواج در حل مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به هم بد بين هستند .


    کسي که قبل از ازدواج عادت داشته که به نامحرم نگاه کند و همين نگاه مقدمه ي دوستي هايش مي شده ، پس از ازدواج هم به نامحرم نگاه مي کند و چه بسا دختري يا زني در نزد او از همسرش زيباتر جلوه کند . همين امر مقدمه اي مي شود جهت بهانه گيري ها و بدخلقي ها که نتيجه ي نهايي آن طلاق است.


    بنابراين نتيجه ي اين دوستي ها، طلاق بيشتر، مشکلات روحي و روانيخصوصا براي خانم ها ، عدم رغبت به تشکيل خانواده ، تزلزل در نسل ها و ... است.


    نکته: اينا شمّه اي از حرفام بود، هنوز استدلال هاي اصلي تو راهه !!! اينها رو نوشتم تا آمار واکنشها دستم بياد.



    معلوم الحال مجهول الهويه ::: چهارشنبه 18/11/1385::: ساعت 11:21 عصر

       [آرشيو شده ها]
    >> بازديدهاي وبلاگ <<
    بازديد امروز: 91
    بازديد ديروز: 73
    کل بازديد :49359
    وقتي ميگم وبلاگم جهانيه نگو نه!! اينم مدرک:
    آمار کشورهاي بازديد کننده

    >>اوقات شرعي دزفول <<

    >> درباره خودم <<

    >> پيوندهاي روزانه <<

    >>فهرست موضوعي يادداشت ها<<

    >>آرشيو شده ها<<

    >>لوگوي وبلاگ من<<
    روابط دختران و پسران - ورود پسرا ممنوع

    >>کل يادداشت هاي وبلاگ<<

    >>لوگوي دوستان<<

    >>موسيقي وبلاگ<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<

    از افتخارات اين وبلاگ آپديت هاي سريع با مطالب تازه است؛ عضو شويد تا از به روز شدن وبلاگ مطلع شويد. نترسين بابا ايميل هام ويروسي نيست ! ... فوقش اگه بعداً هم پشيمون شدين با دو کليک ميتونيد اشتراکتونو لغو کنيد

    نام:

    ايميل: