سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
           
 

 

اینک در کوچه باغ های زندگیمان "خون حیات" دویده است. طبیعت، آمدن بهار را مژده می دهد.

دل های شما هم ، زمزمه ی فصل نو سر می دهد. اگر باور ندارید سری به درون خودتان بزنید. بعضی ها با پای خویش به سوی خزان و پاییز می روند. افسردگی، بی حالی، دلمردگی و ... همه نشانه ی"خزان دل" است.

هر چند که زندگی آمیخته به مشکلات باشد، ولی کیست که مشکل نداشته باشد؟ مگر قرار است انسان هر چه آرزو داشت، فراهم باشد؟

آنچه در دست و اختیار ماست، این است که در" مزرعه ی حیات"، "بذر فساد" و "تخم یأس" نیفشانیم و به ساقه های نورسته ی امید، " آب مسموم" نرسانیم.

شما اگر باغبان وجود خویشید، آیین باغبانی را می دانید؟ آفت ها را می شناسید؟ وراه مقابله با آنها را می دانید؟

مگر نه اینکه برای کشت دانه های رویش و رشد در بوستان عمر، باید زمین را از علف های هرز و خس و خاشاک، پاک کرد؟ خار و خس صحرای وجودتان چیست؟

چگونه می توان زندگی را بهاری کرد؟ بهار که از راه می رسد به همه جا طراوت و روح می بخشد. آیا شما نیز بخشی از آنچه را که دارید: موهبت ها، توانایی ها، دارایی ها، دانش هاو ... حاضرید به دیگران ببخشید؟

اگر بتوانید آفت "خودخواهی" ، "تکبر" و "غرور" را از خود دور کنید، باغ زندگی شما هم "نسیم بهار" را لمس خواهد کرد.

هیچ سرمایه ای به اندازه ی "قلب پاک" و "زندگی پاک" گرانبها نیست. و هیچ چیز به اندازه ی یک دل آغشته به کینه وحسد و بدخواهی ، منفور و بی ارزش  نیست.

دل هایتان همیشه بهاری باد



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 85/12/26 :: ساعت 9:58 صبح)


    خدایا! ای پناه خستگی هایم، به حرف هایم گوش کن. تو از درون سینه ام آگاهی، من همیشه غم دارم.

    خدایا من در حسرت دیدارم، همیشه در انتظار، به ما جوانان رحم کن. خدایا! مولایمان از دست ما جوانان ناراضی است، نمی دانم چطور ایشان را راضی کنم، مانده ام بر سر دوراهی.

    آقا جان دلم گرفته از این دنیا، از این ظلم و تباهی. سرورم! قلبم را صاف کرده ام و می خواهم به سوی خدا برگردم.

    نمی خواهم از کسانی باشم که در این غفلت سرا، قلب تو را رنجانده اند و شیطان را راضی کرده اند.

    نمی خواهم از آن دسته از جوانانی باشم که در عالم رؤیا دیده اند که آنها را از بقیه جدا کرده اند و علت جدایی آنها را بی بند و باریشان ذکر کرده اند.

    چه می شود من و شما از آن دسته از جوانانی باشیم که به دور جوان ترین مرد جهان حلقه زده اند؛
    آن جوانمردی که پس از گذشت یازده قرن هنوز جوان است و جوان دوست.

    چه می شود ما هم از جوانانی باشیم که "اصحاب کهف" نام گرفتندو قرآن کریم از آنها به "جوانمردانی" که به پروردگارشان ایمان آورده اند، یاد کرده است.

    چه میشود در دوران جوانی که ترمینال مسافرتی انتخاب سفر به سوی خدا یا به سوی شیطان و هوای نفس است، ما هم شهر خدا را انتخاب کنیم، و از سوار شدن به اتوبوس شیطان و هوای نفس که به ظاهرپر جاذبه و شیرین هستند، پرهیز کنیم.

    و چه خوب گفت بزرگی، وقتی که داستان جوان عاشقی را که به محضر حضرت ولیعصر (عج) رسیده بود بازگو می کرد، به قدری از سرعت حرکت جوانان به سوی خدا سخن می گفت که گویا پیران هرگز به پای آنان نمی رسند. او می گفت:" جوانان وقتی راه بیفتند، دو منزل یکی می روند. "

    گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم ****** گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم...



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 85/12/15 :: ساعت 9:0 صبح)


    من میگم ترویج فرهنگ گرل فرند و بوی فرند بازی تو سیمای جمهوری اسلامی چه توجیهی می تونه داشته باشه؟:

    و مگر نه اینکه :

    " نَهی اَن تتَکَلّمَ المرَأةُ عندَ غَیرِ زَوجِها وَ غَیرِ ذی مَحرَمٍ مِنها اَکثَرَ مِن خمَسِ کلِماتٍ مِمّا لابُدَّ لَها مِنه ".

    رسول خدا -ص - سخن گفتن زنها را با غیر شوهر و غیر محرم ممنوع نمودند، مگر اینکه ناچار باشند . در این هنگام هم بیش از پنج کلمه (جمله) سخن گفتن با نامحرم روا نیست. (منظور آنکه با چند کلمه ی مختصر مقصود خود را بیان کند).
    ------------------------------------------------------------------- بحار الانوار - جلد 100 - صفحه 243

    و یا مگر نه اینکه امام محمد باقر علیه السلام فرمود:

    "مُحادَثةُ النِّساءِ مِن مَصائِدِ الشّیطانِ" --- سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.
    ------------------------------------------------------------------- مستدرک الوسائل ج 14 ص 273

    حدیث از این مستندتر و صریح تر سراغ دارید؟؟؟



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 85/12/5 :: ساعت 9:47 صبح)


    کمی توجه ............... کمی تفکر ...

    راستی می گم امام حسین علیه السلام، امام همه ی عصرهاست یا فقط برای یه برهه ی زمانی خاص؟

    امر به معروف امام حسین-ع- برای تمام مردم بود یا فقط برای مردم کوفه ؟

    اگر بگیم فقط برای یک دوران ،این واقعا بی انصافیست زیرا مقام امام بالاتر از این حرفهاست وچنین گمانی به خدا نمی رود که بهترین بندگانش را به قربانگاه بفرستد تا فقط مردم آن زمان را اصلاح کند .

    اگه بگیم برای همه ی زمان هاست اون وقت این سؤال پیش می آد که امر به معروف امام برروی ما چقدر تاثیر داشته ؟

    راستی محرم ما را از کدام منکر ، نهی کرده؟

    راستی این اشکها تاچه میزان ما را از نگاه به نامحرم بازداشته ؟

    چقدر دردناک است وقتی می بینیم که فلانی هنوز ماه محرم تمام نشده صدای ترانه اش کوچه را برداشته !! آن هم صدای یه خواننده ی زن!یه فاحشه

    راستی فرق چنین آدم هایی با مردم کوفه که درست در ماه محرم با دف وکف به استقبال زینب دست بسته ی مصیبت دیده رفتند ، چیست؟

    عزیزان بیایید تا محرم و صفر تمام نشده خودمان را بسازیم ،قبل از اینکه بسوزیم...



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 85/11/26 :: ساعت 10:18 صبح)


    باز محرم رسید، ماه عزای حسین ------ سینه ی ما می شود، کرب و بلای حسین

    کاش خدا قسمتم، رزق حلالی کند ------ تا که توانم کنم خرج عزای حسین

    کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه ------ تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

    هر که عزادار اوست، شیعه و غمخوار اوست ------ ناله ی او می دهد سوز صدای حسین

    مادر او فاطمه، خوب دعاگو بوَد ------ هر که بریزد ز چشم، اشک برای حسین

    اشک عطای خداست، هدیه ی خیرالنسا ست ------ نیست کسی لایقش، غیر گدای حسین

    ماه محرم کند جامعه را زیر و رو ------ جمله جوانان شوند مست ولای حسین

    بهتر از این گریه ها نیست سلاحی به دست ------ تا که بماند به پا، دین خدای حسین

    حسین
    برای اینکه عکس رو با کیفیت بالا ببینید حتما بر روی آن کلیک کنید!
    --------------------------------------------
    برا دانلود صدای پس زمینه ی وبلاگ، رو لینک پایین راست کلیک کنید
    و بعد رو گزینه ی save target as کلیک کنید:
    اینجا راست کلیک کنید

    «لطفا اگه آهنگو دانلود کردی نظر بده تا آمارش دستم بیاد»



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 85/11/1 :: ساعت 9:30 صبح)


    آیا می دانی که هیچ وقت همه از تو خشنود نمی شوند؟ زیرا توقع ها و انتظارها ، گوناگون و سلیقه ها متفاوت است و میزان آگاهی ها یکسان نیست.
    رشد فکری و سیاسی اشخاص، کم و زیاد است.
    گاهی خشنود نگه داشتن یک دوست، دوست دیگری را می رنجاند.         |      

    گاهی خشنود ساختن مردم، خدا را ناخشنود می سازد.

    گاهی جلب رضای خدا، موجب نارضایتی مردم می شود.

    گاهی پسند خدا و پسند خود، با هم متعارض هستند.

    گاهی خواسته ی دین، با خواهش دل، یکی نیست.

    این جا چه باید کرد؟   

    اگر ملاک داشته باشی و تقوا هم چراغ راهت باشد، کار آسان است و آن رضایت خدا را در نظر داشتن در هر کاری است. چرا که او یگانه است و می توان رضایت او را جلب نمود.، اما رضایت همگان را نمی توان جلب کرد.

    رضایت خدا موجب رضایت و محبت دیگران خواهد شد،  بر خلاف خشنودی دیگران که گاهی با خشم و غضب خداوند همراه است.
    اگر معیار الهی نداشته باشی، باید همیشه در میان تضادها سرگردان بمانی. 



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 85/10/2 :: ساعت 10:13 صبح)


    ورود , پسرا ,دخترا , عکس باحال , ورود پسرا ممنوع , روابط دختر وپسر ,روابط دختر و پسر ,زن ,گرل ,گرل فرند ,آرایش ,لباس ,جنسی ,عشق ,عاشق , هوس, ازدواج ,دوست یابی ,شعر ,پسران و دختران ,معشوق ,مهیج