سفارش تبلیغ
صبا ویژن
           
 

 

مناظره خودنویس و مداد

خودنویسی گفت روزی با مداد
کیستی ای تیره مغز بی سواد

مهملی، پرتی، شلی، بی حاصلی
چوب خشکی، بی خودی، زشتی، وِلی

دور شو از من که کارت زار شد
روز بازار من و خودکار شد

بعد از این دیگر جهان میدان ماست
دوره ی تو طی شد و دوران ماست

در حنای تو دگر رنگی نماند
هیچ تدبیری و نیرنگی نماند

رفت آن روزی که بودی ارجمند
گاه کوته می شدی گاهی بلند

پاک کن می خواستی با خود تراش
داغ تر می خواستی کاسه زآش

کاشکی یک نیش بهتر داشتی
در تنت یک ذره جوهر داشتی

من که خود اینک به بازار آمدم
در خور هر نقش و هر کار آمدم

خط من هست فولادی سرش
هست یکسان اولش تا آخرش

عمر تو خیلی که باشد هفته ای
عمر من ده سال هم کم گفته ای

می برندم بی دریغ و بی شمار
از برای هدیه و عیدی به کار

هرکه را بینی زاهل علم و فن
هست در جیبش یکی هم جنس من

همنشینم با بزرگان و سران
با همه خوبان و از ما بهتران

سفته و چک مینویسم جای پول
گر تو بنویسی ندارد کس قبول

این هنر،این افتخار، این کار من
زحمت خود کم کن از بازار من

من رئیسم خود نویسم سرورم
تو مدادی ای رقیب محترم
***
چون مداد اینها شنید از خودنویس
گفت: خیلی سخت می گیری، رئیس!

" بی جهت شیرین زبانی می کنی
نی سواری، خر دوانی میکنی"

کار اصلی نیست جوهر داشتن
سر ز نقره، گیره از زر داشتن

رنگ و رونق داشتن، زیبا شدن
سرنشین جیب آن آقا شدن

کار با کفش و کلاه تازه نیست
جز به معنی کارها اندازه نیست

" چون سخن از زشت و زیبا میکنی
پیش مردم مشت خود وا میکنی"

علم را با زشت و زیبا کار نیست
جای خود خواهی در این بازار نیست

گر کسی دارد به پولش دسترس
خوش قلم، ماشین تحریر است و بس

ورنه خط بنده و عالی جناب
میشود با دست مردم انتخاب

گر قلم فولادی شد یا چوب سست
دست اگر قابل شود باشد درست

با خط خوانا شود دانش پدید
خواه نی باشد قلم، یا ترکه بید

" تا توانی سعی کن در باب آش
کاسه گر چینی نباشد گو مباش "

چون شود املا غلط، انشا غلط
خط خوب و بد شود یکجا غلط

چک نوشتن نیز کار هر کس است
جوهری با چوب کبریتی بس است

عمر هم چندان ندارد اعتبار
عمر آهو کمتر است از سوسمار

هر چه گویی ما بقی سر در گم است
کار اصلی همدمی با مردم است

مردم بسیار و خلق بیشمار
کودک و پیر و جوان از هر دیار

من که در پیش تو نامم شد مداد
بیشتر خدمت کنم بهر ثواب

در دِه و در شهر یار مردمم
هر زمان در اختیار مردمم

کودکستان و دبستان دیده ام
ارزش هر چیز را سنجیده ام

قیمت من هست پولی مختصر
قیمت تو الامان و الحذر

گر مدادی گم شود از کودکی
می خرد با پولکی دیگر یکی

خودنویس اما اگر گم می شود
مایه ی افسوس مردم می شود

وای وای از جنس زیبای گران
می رود سودش به جیب دیگران

" آنکه دارد پول مفت بی حساب
از برای خرج آن دارد شتاب "

می پسندد فرع را بهتر زاصل
می خورد هر میوه را در غیر فصل

تحفه ها و طرفه ها را می خرد
بهره ی امروز و فردا می برد

روز دیگر چون زند خورشید سر
دارد از نو حسرت یک تازه تر

چون هوس شد چیره بر احوال کس
دیگرش آسوده نگذارد هوس

دیگران را با تجمل کار نیست
کار هم با سادگی دشوار نیست

هرکه دارد پول کم، خرج زیاد
خوب می فهمد چه می گوید مداد

" چون به ولخرجی کسی عادت کند
خود دکان خویش را غارت کند "

چون تجمل شیوه شد درویش را
خود کند ویران سرای خویش را

"راحت و عیش و خوشی در سادگیست
سادگی سرمایه ی آزادگی است "

من مدادم، ساده ام، آزاده ام
زیر دست و پای خلق افتاده ام

من مدادم، همچو تو یک آلتم
اختیاری نیست وضع و حالتم

صاحب من گر خط خوانا نوشت
دست خط مردم دانا نوشت

ور نباشد صاحب خط، اهل کار
خودنویسش هم ندارد اعتبار

در حقیقت از تو خیلی بهترم
اشک بی معنی نریزد ار سرم

گر "نوک" تو بشکند بی حاصلی
از طلای ناب هم باشی، وِلی

من ولی با یک تراش مختصر
مثل اول می شوم بار دگر

تازه گر پیدا شود یک اشتباه
هر چه باشد با گناه و بی گناه

پاک کن آید کند کارش درست
صفحه را پاکیزه سازد چون نخست

نیست خیال از غصه ی خط خوردگی
فارغ از رنج و غم و آزردگی

با چنین اخلاق خوب و مهربان
تا ابد باشم رفیق مردمان

ما که با مردم از اول ساختیم
کار خود را با خدا انداختیم

هر که با خلق خدا شد یار تر
راه او هم می شود هموارتر

گر بمانی، گر بمیری از حسد
از پس من برنیایی تا ابد

یک مداد مشکی خوب نفیس
بهتر از صد خودنویس بد نویس

از کتاب هشت بهشت
نگارش مرحوم مهدی آذر یزدی

 



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 88/5/27 :: ساعت 10:53 صبح)


     

    خشونت علیه زنان در فرانسهاینجا فرانسه است

    مهد تمدن و آزادی و تساوی حقوق!

    بر اساس گزارش سازمان بزهکاری فرانسه سالانه بیش از پنجاه هزار شکایت در مورد خشونت علیه زنان ثبت می‌شود با این حال با توجه به این که شمار زیادی از قربانیان بنا بر ملاحظاتی از ثبت شکایت، خودداری می‌کنند شمار قربانیان زن آزاری در فرانسه حدود دو میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

    در فرانسه قوانین به اندازه کافی از زنانی که قربانی خشونت می‌شوند حمایت نمی‌کنند و قوانین مدون لازم برای حمایت از انها وجود ندارد.

    بنا بر اعلام فدراسیون همبستگی با زنان در فرانسه هر 35 ثانیه یک برخورد فیزیکی و یا خشونت در رابطه با زنان در این کشور صورت می‌گیرد و از هر 10 زن فرانسوی یک نفر در معرض خشونت قرار دارد.

    همین آمارها از این حکایت می‌کند که هفتاد و پنج درصد خودکشی‌ها در محیط خانواده مربوط به زنان و ناشی از ضرب و شتم انان صورت می‌گیرد.

    به گفته مقامات مسئول در فرانسه، هر سه روز یک زن و هر پانزده روز یک مرد بر اثر خشونت خانگی جان خود را از دست می‌دهند.

    بر اساس آمار ارائه شده بیست و یک درصد خشونت‌های خانوادگی در فرانسه تحت تاثیر الکل صورت می‌گیرد. مقامات فرانسوی برای مقابله با پدیده خشونت علیه زنان علاوه بر توزیع بروشورهایی حامل اطلاعات لازم در مورد چگونگی برخورد با خشونت در محیط خانواده یک شماره چهار رقمی برای تماس قربانیان در حالت فوری اختصاص داده‌اند.
     

    تاریخ خبر: 11 تیر 1388

    منبع: پایگاه همشهری آنلاین

    لینک مرتبط :

    خشونت و جنون بر ضد زنان در امریکا و اروپا

    و اما نکته ها:

    1. باور کنیم اون صحنه های عاشقانه و رمانتیک فریبنده ای که توی فیلم های خارجی نمایش داده میشه (و ما معمولاً باورشون می کنیم!) با واقعیت زندگی در غرب تفاوتی دارند به فاصله ی میخ تا مریخ!!

    2. باور کنیم هر چه پیشرفت های مادی بیشتر بشه، نیاز بشر به دین و اخلاق کمتر نمیشه که هیچ، بلکه بیشتر هم میشه.

    مثال: با آمدن موبایل و انواع وسایل ارتباطی "دروغ" کمتر نشد که بیشتر شد!
    با مجهز شدن پلیس به انواع وسایل و سلاح های مدرن "دزدی و قتل" کمتر نشد که بیشتر شد!
    با آسان و سریع شدن رفت و آمدها به لطف اختراع انواع وسایل نقلیه، "فاصله ی دلها" کمتر نشد که بیشتر شد!
    با کشف انواع زیانهای جسمی و روانی مشروبات الکلی توسط دانشمندان، "مصرف الکل" کمتر نشد که بیشتر شد!
    و...

    3. شهید مطهری در کتاب مسأله حجاب میگوید:
    " امروز یکی از خلعهایی - خلأهایی- که در دنیای اروپا و امریکا وجود دارد خلع عشق است‏.
    در کلمات دانشمندان اروپائی زیاد این نکته به چشم می‏خورد که اولین‏ قربانی آزادی و بی‏ بند و باریِ امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات‏ بسیار شدید و عالی است.

    برتراند راسل می ‏گوید :
    " از لحاظ هنر مایه تأسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت‏
    و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد."

    ویل دورانت -در لذات فلسفه- می‏گوید :
    " آنچه بجوئیم و نیابیم عزیز و گرانبها می‏گردد . زیبائی به قدرت میل‏
    بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف و با منع و جلوگیری ، قوی‏
    می‏گردد " .

    در جهان امروز هرگز عشقهائی از نوع عشقهای شرقی‏
    از قبیل عشقهای مجنون و لیلی ، و خسرو و شیرین رشد و نمو نمی‏کند.
    نمی‏خواهم به جنبه تاریخی قصه مجنون و لیلی ، و خسرو و شیرین تکیه کرده‏
    باشم ، ولی این قصه‏ ها بیان کننده واقعیاتی است که در اجتماعات شرقی‏
    وجود داشته است.
    از این داستانها می‏توان فهمید که زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسی‏ مرد تا کجا پایه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به‏ آستان خود فرود آورده است؟
    قطعا درک زن از این حقیقت، در تمایل او به‏
    پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز، تأثیر فراوان داشته است‏ . "

    و کاش، ای کاش، هزاران کاش!

    راه رفته ی به بن بست رسیده ی غرب را -البته از لحاظ فرهنگی- ما نیز نپیمائیم؛

    که آزموده را آزمودن خطاست...

    خشونت علیه زنان در فرانسه



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 88/4/14 :: ساعت 6:38 عصر)


    گلشیفته و فرش قرمز جهنمبهتر که رفت، کاش همه می رفتند، همه ی آنهایی که هنرمندند و بودنشان هنر را کدر کرده است، همه ی آنها که هنرشان رو به کمال است و آرمانشان رو به زوال، آنهایی که هنرمندند و دیگر هیچ نیستند، هیچ ...
    کاش یک شبه هر که در دل، ذوق رفتن دارد می رفت و هر که شوق ماندن دارد می ماند تا هنر این مملکت نفسی بکشد و از این پوچی رها شود.

    سینما را می گویم، سینمایی که متاسفانه با آمدن اصولگرایان هم آثار مبتذل برخی هنرمندان و برخی کارگردانان آن هنوز ادامه دارد!
    همه دیدیم و شنیدیم که بانوی جوان سینمای ایران چقدر ذوق زده شد و خود را چه بچگانه به هدر داد و قدم بر فرش قرمز جهنم گذاشت و آنقدر بی ارزش شد که مرا حیف می آید از صرف وقت خودم و شما ...
    اما حرف من چیز دیگر است، ترس من چیز دیگر است، من میترسم از آه، آه های حسرتی که ممکن است خیلی از دختران و زنان جوان ما بکشند..." آه خوشا به احوالش، رسید به آنچه می باید رسید" و من بلند و آشکار فریاد میزنم :
    ای همه ی خواهران من، گلشیفته پای در راه جهنم گذاشت، شک نکنید.

    منبع: هفته نامه یالثارات شماره 501


     از باغ می برند چراغانی‌ات کنند
          تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند 
     پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
          تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند
     یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
          این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند
     ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
          شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند
     یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
          ز نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند
     آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
          گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 87/10/5 :: ساعت 10:3 صبح)


    لابد تا حالا بارها واژه ی " غیرت " را شنیده اید . نمی دانم چه مفهومی را از این کلمه برداشت می کنیدو از شنیدن این کلمه چه احساسی به شما دست می دهد . این واژه می تواند معانی، و یا بهتر بگویم کاربرد های مختلفی داشته باشد:

    * غیرت در برابر گناهان و منکرات؛ اینکه غیرت انسان به او اجازه ندهد در محضر خداوند عالم دست به هر کاری بزند و خود را رام شیطان و نفس خود کند .
    * غیرت در برابر همه ی وظایف مختلفی که به انسان سپرده می شود؛ اینکه انسان باید برای به نحو احسن انجام دادن وظایف خود غیرت نشان دهد .
    * غیرت در برابر دین و ارزش های دینی؛ اینکه غیرت انسان اجازه ندهد که هر کسی با دین و ارزش های آن، به سلیقه و دلخواه خود رفتار کند و آنها را زیر پا بگذارد.
    * و غیرت در برابر خود انسان؛ اینکه غیرت انسان به او اجازه ندهد هر کسی از راه برسد و او را مسحور و بازیچه ی خود کند و ...
    * اما بدون شک یکی از اصولی ترین تعاریف غیرت این است که نتوانیم تحمل کنیم کسی به ناموس ما نگاه نامناسب کند. غیرت این است که با دست خالی جلوی متجاوز بایستیم و از هیچ چیز نهراسیم. غیرت این است که مانع رفتار بستگان بد حجاب خود شویم تا هر شخصی به آنها طمع نکند. و البته غیرت این است که خود نیز به حرام به ناموس مردم نگاه نکنیم. به مجموعه ی اینها می گویند " غیرت ".

    غیرت این است که مانع رفتار بستگان بد حجاب خود شویم تا هر شخصی به آنها طمع نکند. و البته خود نیز به حرام به ناموس مردم نگاه نکنیم

    خیلی ها خود را غیرتی می دانند ولی در بسیاری از آنها غیرت دیده نمی شود. ما شیعه هستیم و سنگ کسی را به سینه می زنیم که خود، مظهر غیرت خدا بوده و هست .
    او که فرموده : " خدا لعنت کند کسی را غیرت ندارد. "
    کمی به خود نگاه کنیم، ما چگونه هستیم ؟ آیا نشانه های غیرت در ما وجود دارد ؟ آیا ما هم نشانه ای از امام و محبوب خود داریم ؟ در وجود بسیاری از ما غیرت حداقل به صورت انفرادی وجود دارد؛ مثلا در قبال خود و خانواده مان غیرت داریم .( هر چند بسیاری همین را هم ندارند !!!)

    اما صحبت من درباره ی بُعد دیگر مسئله است.
    ما در قبال اجتماع خود و در قبال مردم این اجتماع چقدر غیرت داریم ؟ وقتی در کوچه و خیابان های شهر قدم می زنیم چگونه نگاه های آلوده و شیطانی بعضی ها را تحمل کنیم ؟
    چگونه تحمل می کنیم هر کسی از راه می رسد به ناموس دیگران که ناموس ما نیز هستند چیزی بگوید؟ چگونه تحمل می کنیم وقتی می بینیم برخی از زنان در خیابان با ظاهری غیر اسلامی حاضر می شوند ؟ چگونه تحمل می کنیم ارزش های دینی ما که با خون هزاران جوان شکل گرفته؛ هر روز کم رنگ تر می شود؟
    آری همه ی این ها را ما تحمل می کنیم؛ خیلی هم راحت تحمل می کنیم ، چقدر زود گذشته ی خود را فراموش کرده ایم ؟ چقدر زود صدای گریه ی یتیمان شهدا را فراموش کردیم . چقدر زود بی تابی مادران شهدا را که منتظر برگشتن فرزندانشان از جبهه ها هستند فراموش کرده ایم ؟

    خدایا!
    تو را قسم می دهیم به خون پاک شهدا، همان غیور مردانی که مظهر غیرت ایرانی-اسلامی در عصر یخبندان غیرت بودند، که در رگ های ما نیز، غیرت واقعی دینی، فردی، خانوادگی و اجتماعی را به جوشش درآوری/ آمین.


    مقاله از: موحد



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 87/8/30 :: ساعت 10:16 صبح)


    مهریه ی بالا بی احترامی به دختر است

    اگر کسی برای دختر خود اهمیت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است راهش این نیست که بگوید باید مهریه ی ما زیاد کنید. مهریه هرچقدر کمتر باشد، جنبه ی انسانی این پیوند بیشتر است.
    هیچ ثروتی معادل یک انسان نمی شود، نه هیچ مهریه ای می تواند قیمت سرانگشت یک زن مسلمان باشد و نه هیچ درآمدی برای یک مرد یا زن میتواند معادل با شخصیت او باشد. کسانی که مهریه های دخترشان را برای احترام به دخترشان بالا میبرند، اشتباه میکنند. این احترام نیست. این بی احترامی است برای اینکه با بالا بردن مهریه، شما جنس این معامله ی انسانی را، یعنی یکی از این دو جنس معامله ی انسانی را - چون هر دو در مقابل هم هستند - تنزل می دهید به حد یک کالا و یک متاع. می گویید دختر من اینقدر می ارزد. نه آقا ! دختر شما اصلا با پول قابل مقایسه نیست...
    بعضی خیال میکنند مهریه ی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می کند. این خطاست . اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه ی سنگین هیچ معجزه ای نمیتواند بکند...
    آن چیزی که مانع طلاق می شود، اخلاق و رفتار است. رعایت موازین اسلامی است.
    اگر مهریه ها سنگین شد، ازدواج ها مشکل خواهد شد. پسرها و دخترها بی خانمان خواهند ماند.هرچه آسان تر بگیرید، بهتر است.
    من از مردم سراسر کشور خواهش می کنم که آنقدر مهریه ها را زیاد نکنند. این سنّت جاهلی است. این کاری است که خدا و رسول(ص) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمی گوییم حرام است . نمی گوییم ازدواج باطل است . اما خلاف سنّت پیامبر (ص) و اولاد ایشان و ائمه ی هدی (ع) و بزرگان اسلام است.

    بخشی از توصیه های مقام معظم رهبری درباره ی مهریه



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 87/7/16 :: ساعت 11:29 صبح)


    بیماری لاعلاج یک جوان!

    مدت هاست دچار بیماری صعب العلاجی شده ام و شب تا صبح را با درد و رنج سر می کنم.
     هر چه به این در و آن در زدم فایده نکرد، فهمیدم به بسیاری از شهدا بدهکار هستم. حتی یک ریالی در حساب حسناتم دریافت نمی شود؛ کارم از توسل و نذر گذشته، از دستانم خجالت می کشم چون خوراک و پوشاکم با آنها تفاوت دارد.

     کت معنویتم پر از وصله، پیراهن تقوایم چرکین و از پارچه های کم قیمت است . بالاخره ما هم جوانیم و آرزو داریم . دوست دارم مثل هم سن و سال های خودم شیک باشم. کت معنویتم، گران قیمت و اتو کشیده و پیراهن تقوایم امروزی و خیره کننده باشد .
    چشم هایم ضعیف شده، عالم معنی را به سختی می بیند.
    موهای معصیتم بسیار بلند شده و ژولیده و تا شانه هایم می رسد. با این همه گرانی و تورم در بازار ارزش ها، آهی در بساط ندارم تا لااقل به آرایشگاه بروم و سر و سامانی به وضعیت خود بدهم .
    وقتی به مسجد می روم، جوان هایی می آیند که لباس معنویتشان خیلی شیک است، کفش های سلوکشان همیشه برق می زند. وقتی مقابل آیینه ی قنوت می ایستند، زلف های محبت یار را به چپ و راست شانه می زنند . حسودیم می شود . با خود می گویم: امان از بی کسی و نداری، با این بیکاری و فقر و بیماری چه کنم.
       دستگاه گوارشم مختل شده ، آنچه که از سفره ی استادان تناول می کنم، به خوبی هضم نمی شود و پیش هر کسی که می روم می گوید لاعلاج است، دیگری می گوید فشار نافرمانی ات بالاست، سومیش می گوید خون طاعتت کم است و دیگری می گوید همه اش به نارسایی قلبت بر می گردد و برایم آیه ی " فی قلوبهم مرض " را تلاوت می کنند.
       ای خدای چاره ساز، چاره ای، درمانی، راهی، می ترسم خیلی دیر شود و کار از کار بگذرد و با این مریضی و نداری و این همه بدهکاری، هر لحظه منتظرم که از
    حفاظت لشکر 12 ولی عصر ( عج ) به سراغم بیایند و پرونده ام را زیر بغلم بگذارند و تا جلوی دژبانی راهنمایی ام کنند و بگویند خوش آمدی ( التماس دعا ) . می ترسم پیش دوستانم شرمنده شوم و بین مردم انگشت نما شوم و بگویند فلانی یک عمر مرید شیطان بود، بر تن روح فلانی حتی یک لباس نو ندیدیم و لباس تقوای او همیشه وصله داشت.
       می ترسم از دوستانم عقب بمانم و دیگر تحویلم نگیرند. می خواهم تابستان اوقات فراغتم را در ساحل معنی خوش باشم و لااقل یک بار هم که شده در جزایر همیشه سبز گشتی بزنم، مگر جوان نیازی به تفریح ندارد! می خواهم یک بار هم که شده به آرایشگاهی سر بزنم، می خواهم شیک باشم و لباس روحم اتو کشیده باشد.


  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 87/5/29 :: ساعت 10:37 عصر)


    خاطره خاتمی از یک وزیر زن اروپایی:خاطره خاتمی از یک وزیر زن اروپایی

    سید محمد خاتمی در مراسم ویژه ی شهادت حضرت زهرا(س) به ذکر خاطره ای از دیدار یک وزیر زن اروپایی با وی پرداخت و گفت: در دیدار یک وزیر زن خارجی با من، وی در اظهاراتی عجیب گفت:
    " آقای خاتمی من از این نوع پوشش(حجاب زنان مسلمان) لذت می برم.. برای اینکه در آن احساس شادی می کنم."

    به گفته ی سید محمد خاتمی این وزیر زن ادامه می دهد: ما بر خلاف آنچه گفته می شود بسیار محدودیم و آزادی ما محدود شده است. من برای حضور در مجالس و میهمانی ها هم هزینه ی آرایش زیادی می دهم و هم وقت بسیاری صرف این کار می کنم.
    خاتمی در سخنان دیرهنگام خود تاکید کرد: بین آزادی و ولنگاری خلط مبحث صورت گرفته است. ولنگاری محدودیت است برای زن غربی و به معنای آزادی نیست.

    منبع: هفته نامه یالثارات-22خرداد87- شماره: 477

    بیش از ده سال تأخیر!
    کسی نیست از آقای خاتمی بپرسه چرا در طول هشت سال حاکمیتش، درحالی که بارها و بارها و بارها... دم از آزادی می زد و براش سوت و کف می زدن، حتی یک بار هم نگفت: "بین آزادی و ولنگاری خلط مبحث صورت گرفته است..."



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 87/4/6 :: ساعت 10:30 صبح)


    زن حسنه ای است الهی، نه سیئه ای شیطانی
    اگر به موضوع تساوی و عدم تبعیض زن و مرد نیک بنگریم، پی خواهیم برد که اسلام مرد را برتر از زن به شمار نمی آورد، بلکه عنایت ویژه ای به زنان و دختران دارد و چه زیبا این موهبت الهی را به حسنه تعبیر کرده، می گوید: پسران نعمت خداوند و دختران حسناتی هستند که ایزد منان آنان را به والدین ارزانی داشته است؛ و در ادامه یادآور می شود که بندگان در برابر نعمت بازخواست خواهند شد. حال آنکه خداوند آدمی را در برابر حسنات بازخواست نمی کند.

    اسلام به پدران سفارش می کند، اگر زمانی هدیه ای برای فرزندان خود تهیه کردید، ابتدا آن را به دختران بدهید.
    همچنین متذکر می شود مبادا کاری انجام دهید که قلب آنان شکسته و اشک آنان را جاری سازیدو اگر این عمل صورت گرفت و دختران خود را ناراحت کردید، از آنان دلجویی کنید و دلشان را بدست آورید در حالی که چنین سفارش هایی درباره ی پسران بسیار کم است.

    گاه شنیده می شود که می گویند چرا مرد باید به خواستگاری زن برود؟ و این را تبعیض میان زن و مرد تعبیر می کنند. در حالی که در این باب سعی بر آن بوده است تا حرمت و شان زن حفظ شود و در صورتی که مرد مورد قبول او واقع نشد، با آسانی رد کند. از آنجایی که زنان دارای احساساتی لطیف و روحیه ای حساس هستند، اگر خواستگاری از جانب آنان صورت می گرفت، با شنیدن پاسخ رد، عواطفشان جریحه دار می شد و در آینده و تربیت نسلش آثاری سوء بر جای می گذاشت.
    گفتنی است که اسلام مرد را خدمتگذار زن می داند و از او می خواهد تا از هیچ کوششی برای حفظ بنیان خانواده دریغ نکند، از همین رو مرد را موظف می داند تا هزینه های عادی و جاری همسر خویش را تامین کند.
    پیامبر اعظم (ص) نیز به امت خود سفارش هایی بسیار در مورد زنان کرده و از پیروان خود خواسته است که درباره ی زنان خویش به نیکی رفتار کنند؛ چرا که ایشان امانت های خدایند در دستانشان.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 87/3/17 :: ساعت 2:3 عصر)


    به گزارش پایگاه شفا :محققان آمریکایی دریافتند مواد شیمیایی موجود در رژ لب و لاک باعث افزایش خطر بروز سرطان سینه می شود.
    به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاری آلمان، محققان فیلادلفیایی طی یک تحقیق ثابت کردند ماده شیمیایی موسوم به بوتیل بنزیل فقالات BBP باعث بروز اختلال در روند تشکیل بافت های سینه می شود که بدنبال آن خطر بروز سرطان سینه افزایش پیدا می‌کند.
    بنابراین گزارش،BBP سنتزی در محصولات آرایشی مانند رژ لب ها و یا لاک ها استفاده می شود تا آنها را براق نشان دهد.
    این گزارش حاکیست، BBP به گروهی از فقالات ها تعلق دارد که هورمون استروژن را شبیه سازی می کند و تماس با آن بیماری های کلیوی، ناباروری و صدمات جنینی را بدنبال دارد.
    براساس این گزارش، فقالات‌ها بعنوان نرم کننده در مواد پلاستیکی استفاده می شوند و استفاده از آنها در اسباب بازی های نوزادان و دندان گیر که هنگام دندان در آوردن نوزاد استفاده می شود، ممنوع شده است.
    یادآور می شود، فعالان زیست محیطی به همین دلیل خواستار ممنوعیت استفاده از BBP در صنعت تولید محصولات آرایشی شدند


    منبع: پایگاه اینترنتی شفا

    مطلب مرتبط ! :

    چیست آشغال فرنگی به لبت می مالی؟----------- ز چه تقلید کنی از مدل تو خالی؟
    اینکه امروز جوانی و کنی بد مستی-------------- ته آزاد رهت هست عذاب و پستی
    رخ زیبا که نیازش به گریسکاری نیست--------- مصرف روژ و گریس عاقبتش بیماریست
    گوهری باش ولی در صدف و پوشیده----------- زرشناس آید و جایت بدهد بر دیده
    گُل خلقت، شرف خویش به حراج مده----------- به گرازی که کمین کرده به تاراج مده
    هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازی نیست----------- به خدا خالق از این بندگی ات راضی نیست

    اگه از شعر، خوشت اومده، کاملشو اینجا ببین.

    واکنش های شما ! :
    پنج نوع واکنش رو میشه از خوانندگان این مطلب و مطلب قبلی (یعنی روژلب) حدس زد:

    دسته اوّل: پسرایی که با اینجور مطالب به شدّت مخالفند. نمی دونم ولی شاید منافع چشم هاشون رو در خطر می بینند! به عبارت بهتر: کاسه های داغ تر از آش

    دسته دوم: دخترایی که برای ایندست تحقیقات تره هم خرد نمی کنند و استدلالشون هم اینه که: ای بابا! چقدر پاستوریزه ! کی سرطان گرفت که ما دومیش باشیم !

    دسته سوم: مذکر جماعتی که با اینجور مطالب موافقند: حالا بعضی ها به دلیل داشتن شمّه ای از "غیرت شهدا نسبت به نوامیسشون" ، بعضیا هم به دلیل خسته شدن از پرداخت هزینه های مواد آرایشی (بیچاره می بینه پولی رو که با زحمت و عرق ریختن و اضافه کاری به دست اوورده باید خیلی راحت بده بابت خرید موادی که خیلی زود تموم میشن، بدون اینکه هیچ دردی از دردای زندیگیشون درمون بشه)

    دسته چهارم: دخترایی که اینجور استدلال می کنند: خدا و پیغمبر که میگن آرایش نکن (مگر برای شوهر)، محققان و پژوهشگران هم که میگن آرایش ضرر داره، منطق هم که میگه: "رخ زیبا که نیازش به گریسکاری نیست! " ، اصول مد شناسی هم که میگه: جدیدترین و با کلاس ترین مد اینه که با بقیه فرق کنی! خوب دیگه خداحافظی با آرایش هم فال است و هم تماشا، هم دنیاست هم آخرت، هم رضایت خدا هم سلامت تن، هم باکلاس شدن هم صرفه جویی تو هزینه ها و ده ها "هم" دیگه!...

    دسته پنجم: افرادی که - دختر یا پسرش توفیقی نمی کنه! - وقتی می بینند مطلبی عکس نداره حتی زحمت خوندن تیترش رو هم به خودشون نمیدن! چه برسه به اینکه با تأمل مطلب رو بخونند و باهاش مخالف یا موافق باشند!

    راستی شما جزء کدوم دسته اید؟...



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 87/1/13 :: ساعت 6:32 عصر)


     شخصی به نام حمید پیام گذاشته که:

    آقایون و خانمهای محترم
    اگر فکر میکنید ترویج حجاب کار شما نیست لطفا ادامه ندید

    زندگی که فقط حجاب نیست
    ما بجای اینکه نیازهای اولیه زندگی مردم را توجه کنیم آموزش،مسکن،اشتغال،امنیت و غذاونظافت و ...

    نظافت نیمی از ایمان است جمله از کیست
    چسبیدیم به موردی که فعلا نیاز به گفتنش نیست و کار ما هم نیست

    ببین من همه اینها را رعایت میکنم ولی حالم بهم میخوره وقتی چشمتان را بروی منکرات اساسی تر بسته اید
    حجاب آزاد است از نظر عقلانی و حتی شرعی

    حجاب بهتر است از نظر امنیت ولی چه بسا چادریهایی بخاطر حجابشان در دام بلا افتادند یا حتی در زیر چادر کارشان را انجام میدهند

    مطمئن باشید اگر اینگونه چادر و حجاب جزو ضروریات اصلی دینمان بود تا حالا خداوند کسی را برای هدایت می فرستاد همچنانکه برای پیشینیان اینکار را کرد حداقل 4 میلیارد بی حجاب در دنیا داریم همه هم بندگان خدایند

    پس آیا خداوند بندگان خودش را رها کرده است؟

    نه هرگز

    و پاسخ من:

    اولاً: شما در این چند خط نوشته تون، چندین بار حرفتونو پس گرفتید و از موضع خودتون عقب نشستید و این خودش بزرگترین دلیله که خودتون هم به حرفای خودتون ایمان ندارید، حالا چطور انتظار دارید دیگران حرفاتو بپذیرند!؟

    ثانیاً: چه کسی گفته که پرداختن ما به موضوع حجاب، به معنای جلوگیری ازدیگران برای پرداختن به دیگر موضوع هاست؟! آیا شما اصل تقسیم کار رو قبول ندارید؟

    ثالثاً: میشه بفرمائید اگه فعلاً نیاز به گفتن این مسائل نیست پس چه موقع نیازه؟ لابد وقتی که همه لخت و عور شدند!! آیا به عمل اومدن این همه بدحجاب تو سطح جامعه کافی نیست؟ آیا این همه بالا رفتن سن ازدواج ها، افزایش طلاق ها، افزایش تصاعدی مبتلایان به ایدز، کاهش امنیت روانی برای مردان، کاهش امنیت اجتماعی برای زنان و دختران، افزایش کودکان خیابانی و ده ها بلای دیگر که همگی نتیجه بی توجهی به موضوع حجابه، کافی نیست؟

    رابعاً: اگه دفاع از حجاب کار ما نیست پس کار کیه؟ لابد باید منتظر بشینیم شبکه بی بی سی بیاد و برامون تبلیغ حجاب بکنه؟!

    خامساً: شما بدون ارائه هیچ دلیلی ادعا کردید که: "حجاب آزاد است از نظر عقلانی و حتی شرعی" در حالی که حرف بدون دلیل رو به قول معروف باید بذاری در کوزه و ...

    حالا من، هم از نظر عقلانی و هم از نظر شرعی ثابت میکنم که حجاب یک امر ضروری برای یک جامعه ی پاک و سالمه:

    الف- یک اصل عقلانی که خود غربی ها هم تو قانون هاشون ازش استفاده می کنند اینه که:

    " هر چیزی که باعث زیرپا گذاشتن و تعرّض به حقوق دیگر شهروندان بشود، جایز نیست و ممنوع است. "

    مثلاً همین غربی ها قانون تصویب کردند که: سیگار کشیدن تو مجامع عمومی ممنوعه - بخوانید حرامه! - چون باعث آزار دیگران میشه ؛ و یا اینکه: شراب خوردن در حال رانندگی ممنوعه، چون مستی راننده و عدم کنترل ماشین موجب بروز تصادفات میشه... ؛ حالا بیاییم سر مسأله ی حجاب : هر آدم با انصافی با هر طرز تفکری قبول داره که بدحجابی تأثیر غیر قابل انکاری بر روی جو جامعه میذاره. فکرشو بکن دختر آرایش کرده ای که از خونه میاد بیرون و بیرحمانه از 20 جوون دلربایی میکنه در حالی که فقط قصد ازدواج با یکی شونو داره و اصلاً هم براش مهم نیست که با دل نوزده تای دیگه چی کرده ، فرقش با اون سیگاری که با یه نخ سیگار تمام اطرافیاشو به سرفه میندازه چیه؟ آیا قابل قبوله که سیگاریه بگه سیگار کشیدن حق منه، هرکه نمی خواد بینی شو بگیره؟! یا اینکه کسی که حجاب رو رعایت نمی کنه بگه من میخوام همون طور که تو خونه لباس می پوشم، همونطور هم تو اجتماع حاضر بشم، هر کی نمی خواد به درک... اصلاً همه چشماشونو ببندند تا من راحت باشم!!

    ب-از نظر شرعی هیچ تردیدی نیست که حجاب واجبه، چرا که خدا مستقیماً در آیه 31 سوره نور به زنان مؤمن دستور به رعایت حجاب میده.

    همچنین: اسماء دختر ابوبکر - که خواهر عایشه بود - به خانه پیغمبر اکرم آمد در حالی که جامه های نازک و بدن نما پوشیده بود . رسول اکرم روی خویش را از او برگرداند و فرمود:

    ای اسماء ! همینکه زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او
    دیده شود مگر این و این - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائین دست خودش

    سادساً:خداوند به همه ی ما انصاف بدهد؛ آیا این درسته که اگر مثلاً دیدیم دو پزشک به وظیفه شون خوب عمل نمی کنند،بگیم تمام پزشک ها بد هستند؟! و یا پا رو فراتر گذاشته و اصل "پزشکی" رو زیر سؤال ببریم؟! اگر نه، پس چطور شما بدعمل کردن چند چادری رابه حساب تمام چادری ها نوشتید و از اون بی انصافانه تر اصل "حجاب" رو زیر سؤال بردید؟دوباره می پرسم آیا شما تدریس بد چند معلم را به حساب بد بودن تمام معلم ها می گذارید؟ آیا عاقلانه است کسی با این بهانه ها خودش را از نعمت پزشک و حجاب و آموزش محروم بکنه؟؟

    درآخر اینکه: با استناد به حرفهای شما، دزدی هم چیز خوبیه!!! چون خداوند در حال حاضر پیامبری رو برای هدایت این همه دزد نفرستاده. راستی قتل هم چیز خوبیه! چون...

    ببین عزیز من، انگار شما هنوز نمی دونید معنی خاتم بودن پیامبر ما -صل الله علیه و آله- چیه؟
    یعنی اینکه خداوند هرآنچه رو که باید به بشر می آموخت توسط حضرت محمد -صل الله علیه و آله- ابلاغ کرده و هیچ چیزی وجود نداره که برای خوشبختی بشر لازم باشه و خداوند اون رو نگفته باشه. حالا آیا لازمه دوباره من آیات و احادیث حجاب رو برات بنویسم؟



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( دوشنبه 86/9/19 :: ساعت 12:18 عصر)


    <   <<   6   7   8   9   10   >>   >

    ورود , پسرا ,دخترا , عکس باحال , ورود پسرا ممنوع , روابط دختر وپسر ,روابط دختر و پسر ,زن ,گرل ,گرل فرند ,آرایش ,لباس ,جنسی ,عشق ,عاشق , هوس, ازدواج ,دوست یابی ,شعر ,پسران و دختران ,معشوق ,مهیج