سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
           
 

 

کفش پاشنه‌بلند با تمام مشقاتش از محبوبیت بالایی بین خانم‌ها برخوردار است. در صنعت مد هم هنوز بسیاری به این نوع کفش‌ها اعتقاد دارند.

به گزارش فرادید*، پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند به سلامت پا آسیب می‌رساند و نباید آن‌ها را هر روز پوشید. کفش‌های پاشنه بلند به دلیل ایجاد تغییر در فرم پا می‌توانند به قوزک، مچ و پشت پا آسیب‌های غیر قابل جبرانی برسانند. اگر شما هم جز آن دسته از خانم‌هایی هستید که به این نوع کفش‌ها علاقه‌مند هستید، پس بهتر است کمی هم در مورد آسیب‌های آن بدانید.

کفش پاشنه بلند، به چه قیمتی؟
کفش پاشنه بلند هر چقدر هم که ارزان باشد، شما قیمت زیادی را برای آن پرداخت می‌کنید؛ چرا که بهای آن را با از دست رفتن سلامتی خود می‌پردازید. مچ، قوزک و پشت پا از آسیب‌های وارده در امان نیستند. مضرات پوشیدن کفش پاشنه بلند به مراتب از فواید آن بیشتر است.

آسیب هایی که خانم ها باید بدانند

درد مفصلی شدید
اگر کفش‌های پاشنه بلند را زیاد بپوشید، به مفاصل خود آسیب‌های جدی وارد کرده‌اید. دلیل آن چیست؟ پاشنه‌ی این کفش‌ها ضربه نوعی ضربه‌گیر نیستند، بنابراین با هر گامی که برمی‌دارید تمام ضربات وارد شده مستقیم به مفاصل شما وارد می‌شود. علاوه بر آن، پاشنه‌های کفش‌های پاشنه بلند امکان چرخش را برای شما مهیا نمی‌سازد، زیرا شما فقط باید با آن مستقیم راه بروید. مچ پا نیز نمی‌تواند به درستی خم شود، به همین دلیل مفاصل تمام فشار را تحمل خواهند کرد.

درد در پایین کمر
آیا تاکنون دقت کرده‌اید که قسمت پایینیِ کمر پس از پوشیدن کفش پاشنه بلند درد می‌گیرد؟ آیا تاکنون از خود دلیل آن را پرسیده‌اید؟ دلیلش این است که پاشنه‌ها لگن را کمی به جلو کشانده و بر کمر فشار وارد می‌کند. نتیجه آن نیز چیزی نیست جز درد.

درد در تاندون آشیل
اگر به طور مرتب از کفش‌های پاشنه بلند استفاده کنید، زردپی یا همان تاندون آشیل کمی کوتاه‌تر می‌شود. دلیلش نیز فرم نامناسب پا است، زیرا به ماهیچه‌ها و تاندون‌ها فشار می‌آورد. نتیجه این حالت فکر می‌کنید چیست؟ زمانی که با شیب صاف پا راه می‌روید، احساس درد می‌کنید.

پیچ خوردن پا
احتمال پیچ خوردن پای خانم‌هایی که کفش پاشنه بلند می‌پوشند از افرادی که کفش معمولی می‌پوشند، بسیار بیشتر است. دلیلش نیز توزیع ناهموار وزن بر روی مچ و قوزک پا است. به همین دلیل ممکن است پای این دسته از افراد راحت پیچ بخورد.

ناخن فرورفته
ناخن فرورفته واقعا دردناک است و کفش‌های پاشنه بلند به بروز این اتفاق کمک می‌کند. کفش‌های پاشنه بلند فشار را بیشتر بر روی انگشت کوچک و بزرگ پا متمرکز می‌کند و به همین دلیل ممکن است ناخن به سمت داخل رشد کند.

اگر تمام این موارد را خوانده‌اید، حالا شاید بهتر باشد در مورد پوشیدن کفش‌های پاشنه بلند تجدیدنظر کنید. با این کار، مچ پا، قوزک و کمرتان نیز از شما تشکر خواهند کرد!

منبع: healthyfoodhouse.com

 



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 95/9/12 :: ساعت 11:41 صبح)


    به نظر خیلی از مردان، هیچ چیز زیباتر از صورت طبیعی زنان نیست و این سلیقه حتی در یک دانشگاه انگیلسی بررسی شده است.
    محققین با گرفتن عکس از زنان قبل و بعد از آرایش و نشان دادن آنها به شرکت کنندگان در تحقیق، پی برده اند که همان زنان بدون آرایش جذابتر شناخته شده اند.

    اجازه دهید دلایلی که بر طبیعی بودن و آرایش خیلی کم وجود دارد را با هم مرور کنیم:

    - اعتماد به نفس
    زنانی که با غرور تمام صورت خودشان را به همان شکل طبیعی نگه می دارند از اعتماد به نفس خوبی برخوردار هستند و از نظر Craig Malkin معلم روانشناسی دانشکده پزشکی هارواد ، اعتماد به نفس، باعث جذابتر شدن زنان می شود.

    - فروتنی
    دکتر محقق روانشناسی Alex Jones از دانشگاهی در پنسیلوانیا اذعان می کند که از دید مردم، زنان بی ارایش یا کم آرایش خاکی و فروتن هستند. یکی از شواهد منطقی این است که مردم می گویند فردی که وقت کمتری برای جلوه خود تعیین می کند احتمالا از خودخواهی کمتری برخوردار است.

    - زیبای طبیعی
    یکی از نشانه های غریزی که مردان را مجذوب خود می کند سلامت زنان است. رنگ طبیعی گونه ها و چشمان آرام و لب های خندان ملاک های طبیعی برای زیبای زنان هستند.

    - ماجراجو و پر تحمل بودن
    زنانی که از نشان دادن لکه و پیس ها و همیشه صد در صد مرتب و کامل نبودن، نمی هراسند نشانه خوبی از روبرو شدن با سختی ها، اهل ماجراجوی و همسفر خوب بودن را بروز می دهند.

    - درخشش شخصیت
    تجربه بعضی زنان نشان داده است که تماس شان با جمع وقتی که آرایشی ندارند تمرکز خودش و بقیه را بر روی شخصیتش ایجاد می کند و این فرصتی است برای آنها که از شخصیت خاصی برخوردارند تا بدرخشند.

    - نجیب تر
    محقق روانشناس دکتر رابرت بوریس از دانشگاه Northumbria انگلیس می گوید آرایش سنگین در وهله اول زنان را از نظر جنسی مورد قضاوت قرار می دهد و به نظر می رسد زنان با آرایش خیلی کم، معصوم و نجیب تر به نظر می رسند. به گفته وی، مردان طوری شخصیت شان تحول یافته است که به دنبال شریک زندگی برای طولانی مدت هستند برای همین طبیعی بودن و سادگیِ آرایش را به طور غریزی و ناخودآگاه به ماندگاری و تعهد زناشوی ربط می دهند.

    منبع : جام نیوز



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 95/7/29 :: ساعت 7:7 عصر)


    شهید عبدالحسین برونسی

    جهیزیه ی فاطمه حاضر شده بود. یک عکس قاب گرفته از بابای شهیدش را هم آوردم. دادم دست فاطمه. گفتم: بیا مادر! اینو بگذار روی وسایلت.

    به شوخی ادامه دادم: «بالاخره پدرت هم باید وسایلت رو ببینه که اگر چیزی کم و کسری داری برات بیاره.»

    شب عبدالحسین را خواب دیدم. گویی از آسمان آمده بود؛ با ظاهری آراسته و چهره ی روشن و نورانی. یک پارچ خالی تو دستش بود. داد بهم. با خنده گفت: «این رو هم بگذار روی جهیزیه ی فاطمه.»

    فردا رفتیم سراغ جهیزیه. دیدیم همه چیز خریده‌ایم، غیراز پارچ!


    راوی: همسر شهید عبدالحسین برونسی



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 94/12/15 :: ساعت 10:24 عصر)


    با توجه به اینکه خاص بودن و با کلاس بودن یکی از اصول اولیه و جدانشدنی در زندگی امروز محسوب میشود،در اینجا به شش روش جهت با کلاس و متمدن شدن یک خانم اشاره میکنیم:

    1. رنگ داشته باشید؛ 

    در همه حال باید رنگی باشید حتی در انتخابات. هنگام انتخابات به این نکته دقت کنید که کاندیدای شما باید رنگ مشخصی داشته باشد مثلا آبی یا قرمز، البته ترکیب دو رنگ تاثیرش بهتر است و یا در مواقع حادتر سبز باشید. 

    2. عضو یک جنبش باشید؛

    مثلا آزادی های یواشکی! این نوع جنبش بسیار هیجان انگیز بوده و  به این شکل است که شما ابتدا برداشتن روسری را از دستشویی خانه شروع می کنید؛ جنبش نگاران،  مدت این مرحله را دو دقیقه تعیین کرده اند. در مراحل بعدی، جنبش به داخل خانه، حیاط و... سرایت می کند. فقط مراقب باشید افراط نکنید و زمان را رعایت کنید یک نفر زمان بیشتری این کار را کرد کچل شد...

    3.فمنیست باشید؛ 

    مهم نیست خانه دار باشید یا شاغل، فقط باید از زن بودن خود رنج ببرید و سعی کنید همواره مرد خوبی باشید. از جمله کارهایی که می توانید بکنید این است که یک راننده کامیون باشید یا در کارواش کار کنید و یا هر کاری که یک زن نباید انجام دهد،هر چه طاقت فرسا و مردانه تر باشد بهتر است...

    4. از مدهای ماهواره حتما استفاده کنید؛ 

    فرقی نمی کند بازیگر یا خواننده مورد علاقه شما آن لباس را در چه فصلی، در چه مکانی و حتی  برای چه پوشیده است... مهم این است که با همان شکل در اجتماع ظاهر شوید.

    5.در لباس پوشیدن صرفه جویی کنید؛

    تا جایی که میتوانید در طول و عرض لباسها صرفه جویی کنید،اگر در بافت آن هم صرفه جویی کنید موفق تر خواهید بود.

    حتی میتوانید برای محافظت از سلامت بدن خود و یکسان سازی جریان هوا، در لباس خود سوراخ ایجاد کنید.

    6. هنگام آرایش از خط بیرون بزنید؛

    به مساحت صورت خود توجه نکنید تا میتوانید آرایش کنید، طوری که خودتان هم از دیدن خود در آینه یکه بخورید. مهم این است که تفاوت را احساس کنید.

     

    سحر فتحی

    کانال تلگرام "باشگاه طنز و کاریکاتور انقلاب اسلامی" @tanzym



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 94/12/13 :: ساعت 12:9 عصر)


    آقای "مائوریتزیو بلونده"* مقاله ذیل را درباره ی آزادی به سبک غربی و در پی پیدا شدن جسد دختری شانزده ساله در ساحل شهر مسینا در جزیره سیسیل در جنوب ایتالیا نوشته است. این مطلب که انتقادی تند از این به اصطلاح آزادی می باشد واکنش های زیادی را در ایتالیا برانگیخت.

    از آزادی مرد!
    جنازه اش را در ساحل مسینا (جنوب ایتالیا در سیسیل) پیدا کردند. پروفایل فیس بوکش پر از عکسهایش بود. عکسهای پیرسینگهاش، نگین فرو کرده روی زبانش، مدل موهایش؛ دو طرف سر تراشیده و تاج خروس وسط سرش!... همه ی اینها برای اینکه نشان بدهد وجود دارد، دختر بچه ی ساده ی بیچاره!

    " به من نگاه کنید، من اینجا هستم، من جالب توجه هستم! من "دارک" هستم!"... نه بیچاره! برای هیچ کس جالب نبودی. عکسهایت همه سلفی بودند، نه خوشگل بودی نه زشت، کی از تو عکس می گرفت؟! خیلی زیادی خارج از گروه بودی، هنوز بچه بودی، با آن چشمها و نگاه کودکانه ات حتی در لباس قلدرها هم نمی توانستی وحشت حس تنها ماندن در این دنیا را مخفی کنی. اینطوری ولی استاندارد بودی! یک هیچ بودی در بین دیگر هیچ ها، یک نفر از دیسکو بروها. حتی دوستان دارکت هم به تو توجه نداشتند و تا افتادی توی ساحل فرار کردند و تا سه روز هیچ نگفتند. مثل کرم در زندگی خود لولیدند و هیچ نگفتند، چون تربیت شده اند تا این طور زندگی کنند؛ تربیت شده اند برای مستی، خودخواهی، خودپرستی، خودفروشی مجانی و هنجارشکنی، در یک کلمه: آزادی!

    تو هم یکی از برده های این "آزادی" بودی! آزادی ای که توسط تمام رسانه ها به اذهان تحمیل می شود. آزادی در داشتن رابطه جنسی قبل از اینکه حتی توانایی لذت بردن از آن را داشته باشی، چون همه این کار را می کنند و اگر تو غیر از این باشی "از گروه حذف می شوی". آزادی برای عضو گروه بودن، گروهی که یک گله ی برده کشی به تمام معناست، گروهی که در آن موجودات کوچک بی اهمیت مثل تو موش خاکستری کوچک به وسیله ی موجودات قویتر همسن و سال خودشان له می شوند، زنجیره ای که در آن کثیف ترین و غیر قابل تحمل ترین و تحقیر کننده ترین توهین ها صورت می گیرند... و شما "دخترهای آزاد" می پذیرید! مواد مصرف می کنید، دزدی می کنید، با هر کس که بگویند می روید و همه ی کارهایی که رییس قلدر و بی هویت گروه دستور می دهد انجام می دهید چون در غیر این صورت "شما را حذف می کنند" و شما دیگر جایی برای رفتن ندارید. هیچ پشتوانه ی فکری و یا اخلاقی هم برای تحمل تنها ماندن ندارید.

    فریاد کمک سر می دهید ولی کجا؟ در فیس بوک! جایی که به جهنمی تبدیل شده از تمسخر و توهین، پیش داوریهای ناعادلانه که آزار می دهند و می کشند، جایی که صدها هزار نفر مثل تو موش بی اهمیت خود را به عنوان موجودی "جالب توجه" معرفی می کنند چون از "لیدی گاگا"، "سینکلر" یا فلان خواننده ی رپ یا رقاصه ی معتاد خوششان میاید. علاقه های بی معنی به الگوهای دروغین بی معنی!

    نیاز به کسی داشتی که هدایتت می کرد. کسی که به تو نظم یاد می داد، که راهی جلوی پایت می گذاشت، که به تو غرور و شخصیتی می داد تا خود را دور نیندازی، به تو می گفت که پدر و مادرت دوستت دارند و برای آنها مهم هستی، کسی که تو را از گشتن با افرادی که یک زمانی پدر و مادرها به آنها "رفیق ناباب" می گفتند منع می کرد. کسی که غرولند ها و جیغ و فریادها، طغیانها و رفتارهای ناهنجارت در مقابله با محدودیت ها را تحمل می کرد چون می دانست که تو فقط یک موجود کوچک پر از ترس از زندگی هستی. کاری را برایت می کرد که پدر و مادرها می کنند!

    راستی! پدر و مادرت کجا بودند؟ سه روز تمام روزنامه ها هیچ حرفی نزدند. پلیس جسدی را در ساحل پیدا کرد، جسدی که مال هیچ کس نبود- مثل جسد یک کبوتر یا یک موش مرده خاکستری- نتوانستند سریع هویتش را تشخیص دهند. چند روز طول کشید تا پلیس توانست به هویت دوستانش که فرار کرده بودن دست پیدا کند. دوستانی که در خانه هایشان پنهان شده بودند بدون اینکه حرفی از این قضیه به خانواده هایشان بزنند. از حرفهای آنها - که تیپ همه شان "دارک" بود و قرار بود خیلی خشن و خطرناک به نظر بیایند ولی در مقابل پلیس مثل موش می لرزیدند و مثل بلبل همه را لو می دادند- هویت موادفروشی را شناسایی کردند که به او مواد فروخته بود: موادفروش دختری بود که خانواده اش از او به خاطر مصرف مواد شکایت کرده بود و او را از خانه بیرون کرده بود: دختری با موهای فرفری بنفش!

    ولی پدر و مادر تو کجا هستند موش کوچولو؟ آیا دنبال تو گشتند؟ آیا نگران تو بودند؟ در روزنامه ها خواندم که پدر و مادرت می گویند که هرگز با تو مشکلی نداشتند (خوب واضح است! چون تو را رها کرده بودند تا هر کاری می خواهی بکنی) و به عنوان شاهد برای حرفهایشان هم یکی از سه برادرت که حاصل یکی از روابط گذشته ی پدرت بود، عکس موتوری را نشان داد که به تازگی به تو هدیه داده بودند.

    آهان بله! پدرش چند خانواده ی بدون ازدواج داشته! بیشتر از یکی! مطمئناً مادرهای سابق روابط ایشان هم تجربیات خودشان را داشتند و حتماً جرعه های بزرگی از آزادی تبلیغ شده توسط رسانه ها و توصیه شده در تبلیغات را نوشیده اند. در شهر "مسینا"، در حومه های وحشتناک از پرولتاریای بیهوده، آنان که یک روز فقرا و بیچار ها نامیده می شدند نیز در آزادی جنسی برای خود کم نمی گذارند... آنها هم آزاد شده اند! خلاصه اینکه آنها هم خدا را گم کرده اند، خدایی که پدربزرگهای آنها کم و بیش به آن معتقد بودند. همه چیز را از دست داده اند. مثل تمام مردم ایتالیا که خدا را از دست داده است و دیگر هیچ ندارند و دارند در منجلاب پستی غرق می شود. ولی در آن محله ها، در جنوب (ایتالیا)، وضعیت بدتر است چون آنها هیچ چیز جز امید به خدا نداشتند. و اما الان... به آزادی جنسی امید دارند!
    آنها هم به برده شده اند. برده ی آزادی!

    واقعیت این است که پدر و مادرت نمی توانستند چیزی به تو یاد بدهند، نه اینکه به زندگی تو نظم بدهند چون خودشان هم نمی دانستند نظم و قانون یعنی چه! نه می توانستند تو را از همراهی دوستان ناباب نهی کنند چون خودشان هم این کار را می کردند. به تو یک موتور هدیه داده بودند، از این بیشتر چه می خواستی؟ اینطوری می رفتی دنبال کارت و مزاحم آنها نمی شدی. آخر آنها هم باید زندگی می کردند!

    گذاشتند دو بار مدرسه ات را عوض کنی بدون اینکه اعتراضی بکنند یا علت را جویا شوند. به تو آزادی کامل داده بودند، از همان نوع آزادی که خودشان هم داشتند: آزادی ای پوشالی که آنها را به سوی هیچ می برد، که باعث می شود روح آنها پینه ببندد و دیگر مسخره بودن این نوع زندگی را حس نکنند. روح تو اما هنوز پینه نبسته بود. برای یک لحظه حس کردی و از خود پرسیدی: اگر همه ی اینها اشتباه باشد چه؟ روز 21 آپریل بود که در صفحه ی فیس بوکت نوشتی: " سیاهی پررنگ تر شده است و دیگر هیچ چیز برایم معنی ندارد".
    راست می گفتی. چنین زندگی ای هیچ معنی ای نداشت. به کسی نیاز داشتی برای دوست داشتن. کسی که با تو از معنی زندگی صحبت می کرد، از پاکی که بدون دانستن تشنه آن بودی، از دوری از همراهان بد، کسی که کمکت می کرد تا پرچم زندگی را بالا نگه داری.
    معنی زندگی را در شانزده سالگی با ظاهر یک دختر سیزده ساله نمی توان به تنهایی و بدون راهنما پیدا کرد. هنوز خیلی خام و بی تجربه بودی! ولی تو را "آزاد" گذاشته بودند، آزاد با موتورت!
    و این طوری بود که مردی. تو را مثل یک دستمال پارچه ای کهنه که با موج بر می گردد، مثل جسد یک کبوتر با بالهای خیس پیدا کردند. حتی پیدا کردن نام تو هم مشکل بود. کی بودی؟! هیچ کس! هیچ کس تو را دو ست نداشت، هیچ کس دنبال تو نمی گشت، تو را از این که به خودت صدمه بزنی منع نمی کرد. یک زندگی کوچک بی اهمیت بودی و الان...
    از آزادی مردی!


    * مائوریتزیو بلونده در سال 1944 در میلان به دنیا آمد و از سال 1970 بخ مدت 37 سال به کار روزنامه نگاری می پرداخت. ایشان در مهمترین روزنامه های ایتالیا از جمله "ایل جورناله" و " اونیره" مطلب نوشته است. همچنین ایشان مولف کتابهای متعددی نیز می باشد که تعدادی از آنها درباره حادثه ی 11 سپتامبر بوده و می توان ایشان را یکی از مطرحترین روزنامه نگاران اروپایی که درباره ی ساختگی بودن حادثه ی 11 سپتامبر نوشته اند دانست. در حال حاضر ایشان مطالب خود را روی وبلاگش منتشر می کند و خواننده های بسیاری دارد.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 94/6/1 :: ساعت 12:52 عصر)


    محققان دانشگاه استنفورد هشدار دادند که مواد شیمیایی سمی مورد استفاده در محصولات زیبایی ناخن مانند لاک‌ها می‌توانند به سلامت انسان‌ها و از جمله باروری آسیب‌های زیادی وارد کنند.

    تأثیر لاک زدن بر مشکلات باروری

    دکتر تو کواچ، اپیدمی‌شناس دانشگاه استنفورد مدعی شده که مواد شیمیایی تولوئن، فرمالدئید و دی‌بوتیل فتالات بسیار سمی محسوب می‌شوند و قرار گرفتن در برابر آن می‌تواند به سیستم عصبی و هورمون‌ها آسیب رسانده و با سرطان و مشکلات باروری مرتبط باشد.

    تولوئن بطور رایجی به عنوان حلال مورد استفاده بوده و به عنوان روکش نهایی در زمان لاک زدن بکار می‌رود. اما این ماده می‌تواند به سیستم عصبی آسیب رسانده و مشکلاتی را در ارتباط با باروری بوجود بیاورد.

    تولوئن به عنوان یک افزودنی در بنزین استفاده می‌شود.

    فرمالدئید که یک ماده مشهور سرطان‌زاست، به عنوان ماده‌ای برای سفت‌کردن ناخن‌ها استفاده شده و در ضدعفونی کردن ابزارهای مراقبت از ناخن کاربرد دارد.

    قرار گرفتن در معرض دی‌بوتیل فتالات که برای ایجاد انعطاف به لاک اضافه می‌شود، با مشکلات باروری مرتبط شناخته شده است.

     

    علاوه بر این مواد، مواد شیمیایی مضر بسیاری در محصولات مراقبت از ناخن‌ها استفاده می‌شود.

     

    بسیاری از سالن‌های آرایشی از تهویه کافی برخوردار نیستند و راه‌های زیادی برای ورود و خروج هوا به داخل سالن وجود ندارد. این امر بدان معنی است که مواد شیمیایی تبخیر شده از محصولات زیبایی ناخن اغلب در داخل سالن‌ها باقی مانده و افراد و بویژه کارکنان آرایشگاه‌ها بطور مداوم در معرض آن قرار دارند.

    از دیگر مشکلات مرتبط با مواجهه با این مواد شیمیایی می‌توان به مشکلات تفکر و حافظه، علائم عصبی، تهوع، مشکلات تنفسی، سرطان و انقباضات عضلانی غیر قابل کنترل اشاره کرد.


    منبع: ایسنا

     



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 94/4/6 :: ساعت 12:59 عصر)


    به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ یک دختر 10 ساله انگلیسی که در مدرسه کمک‌های اولیه را یادگرفته بود و مستندهای پزشکی را از طریق کامپیوتر نگاه کرده بود به نجات جان مادر خود و نوزاد دختر بدنیا آمده‌اش پرداخت. 

     

    دختر شجاع 10 ساله خواهرش را به دنیا آورد

    گفتنی است، مادر این دختر باهوش که صاحب 3 فرزند دیگر نیز است در ماه آخر بارداری به طور ناگهانی دو هفته زودتر با درد شدید و پاره شدن کیسه آب خود مواجه شد.

    فرزند بیشتر زندگی بهتر
    بررسی‌ها نشان می‌دهند، این دختر کوچک پس از آگاه شدن از شرایط جسمی وخیم مادر خود و درحالی که پدر وی در حال تماس با اورژانس برای آمدن آمبولانس بود به کمک مادر خود شتافت و پس از بدنیا آمدن نوزاد به سرعت بند ناف نوزاد را پاره کرده به او تنفس داده است.

    در حالی که پدر همچنان سعی در تماس تلفنی داشته دختر کوچک خواهر خود را در میان یک حوله پیچیده و به مادر خود تحویل داد.

    پس از حدود 10دقیقه آمبولانس بیمارستان به خانه رسیده اما تنها به انتقال مادر و نوزاد به بیمارستان برای انجام معاینات بیشتر پرداخته وگرنه کودک بدنیا آمده بود.

    مادر این کودک جان خود و فرزند تازه‌اش را مدیون ذکاوت و شجاعت کودک ده ساله خود دانسته و به او افتخار می‌کند.

    در حال حاضر مادر و کودک هر دو از سلامت مطلوبی برخودار هستند.

     

    پ.ن1: سلام! بعد از ماه ها دوباره برگشتم. راستش وبلاگم که فیلتر شده بود واقعا دل و دماغ نوشتن نداشتم. واقعا عجیبه نه؟! برادران ارزشی فیلترچی از بین این همه سایت دانلود انواع فیلم و تبلیغ لباس و بازیگران خارجی و داخلی و انواع وبلاگهای شبه های پراکنی گیر داده بودند به وبلاگی که جرمش ... هعی! چیزی نگم بهتره... چقدر یاد این ضرب المثل افتادم که میگه: "سنگها را بسته و سگها را رها نموده اند" !!

     

    پ.ن2: به نظرم لبّ مطلب بالا و نکته ی مهم و جالبش، چیزی نیست که در تیتر خبر گفته شده، بلکه اون جمله ای هست که به رنگ نارنجی نوشته شده. یک زن امروزیِ انگلیسی با پنج فرزند رو مقایسه کنید با زنان امروزی ایرانی که حتی حوصله و تحمل دو بچه رو هم ندارند...! واقعا به چه سمتی داریم میریم...؟



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 94/2/6 :: ساعت 10:42 صبح)


    بیانات رهبری در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشوریک جهت دیگر در اینکه ما بایستی از نگاه غربی در مسئله‌ی زن پرهیز کنیم، این است: در نگاه غربی زن وسیله‌ای برای اطفای شهوت است؛ این غیر قابل کتمان است. این را اگر کسی ادّعا بکند ممکن است کسانی جنجال کنند که نه آقا این‌جور نیست؛ لیکن زندگی آنها را که انسان نگاه میکند، اساساً این نگاه حاکم است. در محیط اجتماعی هرچه زن پوشش کمتری داشته باشد، مطلوب‌تر است. در مورد مرد این حرف را نمیزنند؛ در مهمانی رسمی، مرد بایستی با لباس کامل، پاپیون زده و کت و شلوار پوشیده و احیاناً لباس رسمی وارد بشود؛ امّا خانمها در این مهمانی‌های رسمی بایستی به شکل دیگری ظاهر بشوند؛ این جز برای اینکه چشم هرزه‌ی هوس‌آلود مرد بهره‌مند بشود، هیچ فلسفه‌ی دیگری و حکمت دیگری ندارد؛ امروز در دنیای غرب این‌جوری است؛ و عملاً بزرگ‌ترین ظلمی که امروز در دنیای غرب به زنان میشود، از این قبیل است.

    ( بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور 1393/01/30 )

     

     

    پی نوشت:

    جالبه که در فستیوال های فیلم غربی با شیطنت هر چه تمام تر بازیگران و کارگردانان ما رو هم به عناوین مختلف مثل فیلم برتر یا داوری یا بازیگر برگزیده و ... دعوت می کنند تا در پازلی که براشون چیده اند اونا رو وارد حاشیه هایی کنند که خودشون میخوان. کاش اهالی سینمای ما هشیارتر باشن اینقدر راحت در دامشون نیفتند...



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 93/3/4 :: ساعت 8:50 عصر)


    این روزها که اینترنت در اقصی نقاط کشور نفوذ کرده و همه گیر شده، خیلی از کارها در بستر این ابزار مدرن انجام میشه. که یکی از این کارها "تجارت" و خرید و فروش اینترنتی هست.
    خرید و فروش اینترنتی مزایای زیادی داره، هم برای فروشنده و هم برای خریدار. برای مثال به چند مورد اشاره می کنیم:


    برای فروشنده:
    * فروش آسان کالای خود در هر مکان و شرایطی و بدون نیاز به پرداخت اجاره های سنگین
    * داشتن مشتریانی چندین برابر مشتریان محلی و محدود
    * فروش 24 ساعته و بدون محدودیت زمانی.

    برای خریدار:
    * پیدا کردن و دسترسی به کالایی که در فروشگاه های محل خود موجود نیست.
    * داشتن قدرت انتخاب بین فروشگاه های مختلف برای خریدی بهتر و ارزانتر.
    * آشنایی با کالاهای مفیدی که تا پیش از این از وجود آنها بی اطلاع بوده و...


    البته این نوع از تجارت، معایبی هم داره که یکی از مهمترین آنها "کلاهبرداری" هایی ست که افراد سودجو در قالب فروش اینترنتی انجام میدهند.

    می خواهم از مطالب بالا این نتیجه را بگیرم که یک خرید اینترنتی خوب، خریدی ست که ارزان، باکیفیت و از فروشگاهی مطمئن صورت بگیرد.

    به نظر من یکی از فروشگاه هایی که دارای تمامی فاکتورهای بالاست و گوی رقابت رو از بسیاری از فروشگاه های دیگر ربوده، فروشگاه سایت راسخون هست.
    تنوع محصولات، ارزان بودن آنها و اطمینان از سلامت فروشگاه، فاکتورهایی هستند که خیلی ها راجذب این سایت کرده و می کند.
    شما هم اگر سری به این سایت بزنید، مثل من و خیلی های دیگه از قیمت بسیار نازل بسیاری از اجناس (مخصوصا محصولات نرم افزاری) تعجب خواهید کرد

    محصولات ارزان راسخون

    همانطور که در شکل بالا هم می بینید، قیمت این کالاها حتی به اندازه دی.وی.دی خالی شون هم نیست!
    البته برای خرید کالای موردنظر، علاوه بر این هزینه مختصر، امتیازاتی به نام "حسنه" هم باید کسب کنیم که اگر کسی زرنگ باشه در هر روز میتونه براحتی ده ها و حتی صدها حسنه جمع آوری کنه.
    امیدوارم شما هم مثل من، از راسخون گردی و خرید از فروشگاهش لذت ببرید...

     



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 92/12/11 :: ساعت 7:18 عصر)


     

    عینک شاه ، عینک امام

    ...حالا این دو عینک روی میز شماست، هر کدام را که می‌پسندید بردارید و بر چشم بزنید...

     

    [شاه] 

    "ملکه فُوزیه و ملکه ثُریا به دفعات شاه را تهدید کردند که اگر به زن‌بارگی خود در محافل خصوصی ادامه دهد از او جدا خواهند شد" (ماروین زونیس،شکست‌شاهانه،ص108)

    [امام]

    "اسلام خواسته است زن مَلعَبه دست مرد نباشد، اسلام خواسته است زن و مرد ّحیثیّت انسانی‌شان محفوظ‌ باشد" (صحیفه‌امام،ج5،مصاحبه با‌نشریه‌لبنانی‌اَمَل) 

     

    ---------------

     

    [شاه]

    "شاه: این فرح مثل سایه دنبال من است و من در خلوت هم حق ندارم زن غریبه ایی را ببوسم" (خاطرات اردشیر زاهدی،25سال درکنارشاه،ص173)

    [امام]

    "ما نمی‌توانیم و اسلام نمی‌خواهد که زن به عنوان یک شیئ و یک عروسک در دست مرد باشد، اسلام می‌خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد" (صحیفه امام،ج5،مصاحبه با کِرکُِکروُفت(استاد دانشگاه روُتِکرزآمریکادرباره‌اسلام) 

     

    ---------------

     

    [شاه]

    "پسرم محمد رضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود" (تاج الملوک،ملکه پهلوی،ص364) ..."اعلی‌حضرت بنحو افراطی و غیر قابل باور به زنان و دختران موطلایی علاقمند بود و هر وقت دختر موطلایی می‌دید به وضوح دست و پایش می‌لرزید" (خاطرات‌اردشیرزاهدی، 25 سال‌درکنارشاه،ص154-155)

    [امام]

    "ماهرگز اجازه نمی‌دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند" (صحیفه‌امام،ج5،مصاحبه‌باکرککروفت) / زنان از نظر اسلام نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند و اسلام زن را تا حدّی ارتقا می‌دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد (صحیفه امام،ج4،مصاحبه‌بامجله‌القومی‌العربی) 

     

    --------------

     

    [شاه]

    "محمدرضا در سوییس، وقتی هنوز مجرّد بود خیلی از اوقاتش را با زنان و دختران می‌گذراند، رضاخان بفکر افتاد تا برایش زن بگیرد، فُوزیه دختر ملک ف?اد-پادشاه مصر- را برایش گرفتند، ولی بعد از چند ماه بخاطر آنکه فُوزیه بچه پسر نیاورد او را طلاق داد. در سال 1329 بعد از روابط طولانی با دختران مختلف، سرانجام با "ثریا" ازدواج کرد، اما ثریا بچه دار نشد و بعد از 7 سال محمدرضا او را هم طلاق داد، یکسال بعد با فرح ازدواج کرد، ازدواجی که همیشه با دعوا و جنگ آمیخته بود، در تمام این مدت با زنان دیگری رابطه داشت که نام عده ایی از آنان بدین قرار است: طلا، پروین غفاری، گیتی خطیر، گیلدا، سوفیا لورن، برخی زنان محافظش و ..." (کتاب پدر و پسر، محمد طلوع و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات حسین فردوست، دربار به‌روایت‌دربار،ص13-30) 

    [امام]

    "بخشی از نامه امام(ره) به یگانه همسرش که یک عمر یار و همراه آن مرد بزرگ درتمام سختی‌ها و ناملایمات بود: 

    " تصدّقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدّت که مُبتلای به جُدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم، مُتذکّر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم مَنقوُش است.

    عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ] من با هر شدّتی باشد می‌گذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد "

    (صحیفه‌امام،ج1،نامه‌به‌خانم‌خدیجه‌ثقفی)

     

    پ.ن:

    1- نامه حضرت امام به همسرشان در سفر تبعید نوشته شده است 

    2-عظمت امام بالاتر از آن است که بخواهیم آن مرد بزرگ را با انسان نماهایی مثل محمد رضا پهلوی مقایسه کنیم... غرض بیان تفاوت دیدگاه بود...

     

    منبع

     



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 92/11/19 :: ساعت 9:22 عصر)


       1   2   3   4   5   >>   >

    ورود , پسرا ,دخترا , عکس باحال , ورود پسرا ممنوع , روابط دختر وپسر ,روابط دختر و پسر ,زن ,گرل ,گرل فرند ,آرایش ,لباس ,جنسی ,عشق ,عاشق , هوس, ازدواج ,دوست یابی ,شعر ,پسران و دختران ,معشوق ,مهیج