سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
           
 

 

خانم "فا بیان" دختر جوان 28 ساله ای است که تا مدتی پیش یکی از سرشناس ترین مدل های فرانسه به شمار می رفت. وی چندی پیش مسلمان شده و پس از ترک شغل خود به عنوان مدل لباس، به شغل پرستاری روی آورد.

فابیان - مانکن فرانسویگفته می شود او پس از مسلمان شدن و فراگیری حرفه پرستاری، زندگی مرفه سابق خود را رها کرده و به افغانستان سفر کرد تا در کنار مبارزان این کشور به درمان آنان بپردازد.

"فا بیان" طی اظهاراتی در این باره گفت: اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی شد، هیچ گاه نمی توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده ام به آرزوی خود رسیده ام.

وی در ادامه افزود: در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می کردم اما وقتی بزرگ تر شدم، به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می شد، دقیقا مانند یک وسیله مدت دار که بویی از انسانیت در آن نبود.

این دختر تازه مسلمان شده، همچنین گفت: تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم، صحنه هایی دیدم که در همه عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم کم به سمت متحول حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد، رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم.

"فا بیان" افزود: شرکت های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و همه پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس می کنم که در خوشبختی کامل به سر می برم.

 نکته:

کاش خانم هایی که تازه، قدم در راه بی حجابی گذاشته اند ببیند کسانی رو که تا تهِ تهِ این بیراهه رفته اند و در حال برگشتند، اونم با چه سرعتی...

کاش تازه مانکن‌های خیابانگرد ایرانی! ببیند انتهای آزادراهی که انتخاب کرده اند کوچه ی بن بسته...

و کاش خانم های محجبه، به حجاب خود اکتفا نکنند و بدانند که راکد شدن سبب گندیدن خواهد شد! و بشتابند که از تازه مسلمانان عقب نیفتند. چقدر بدم میاد از کسانی که حجابشون عالیه اما این حجاب فقط و فقط ارثی بهشون رسیده و حتی دو خط هم درباره فضائل و مزیت های حجاب مطالعه نداشته اند تا لااقل بتونن دخترانی محجبه تحویل اجتماع بدن.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 90/2/30 :: ساعت 1:35 عصر)


    ن - اسلاملو

    سال‌هاست که به تصویر کشیدن سختی ها و اکثراً فلاکت های زنان را در فیلم های تهمینه میلانی شاهدیم و هر بار با این توجیه که او به نیت دفاع آن قشر از زنان که در جامعه مورد ستم قرار می گیرند این کارها را می کند خودمان را راضی می کردیم.تهمینه میلانی

    اما این بار که خود در برنامه تلویزیونی "هفت"صراحتاً ‌اعلام کرد که "من فکر نمی کنم کسی در ایران زندگی کند و عقده ای نباشد"، مطمئن شدیم که محتوای ارائه شده در فیلم های او که دائماً تکرار می شوند، نشان از این تفکر او که همه عقده ای هستند نشات می گیرد.

    آنچه برای ما سوال برانگیز است این است که چرا ذهن میلانی با وجود زندگی در سومین دهه از انقلاب باز در تصورات و توهمات دوران قاجار سیر می کند! دورانی که در موارد متعددی شاهد به اجبار شوهر دادن دختران، زور گفتن مردها به زنها و ظلم و ستم کردن شوهر و بعضاً خانواده شوهر به زن بودیم.دورانی که در بعضی خانواده ها حتی یادگیری علم و دانش برای دختران ممنوع بود و نهایتاً دورانی که در ماجرای کشف حجاب رضاخانی عریانی را برای زنان، نشانه تمدن و حجاب را نشانه عقب ماندگی اعلام کردند و در آن زمان ما شاهد زنانی بودیم که برای رسیدن به تمدن، روز به روز عریان تر شده و راحت تر جذابیت های خود را در جامعه به حراج می گذاشتند ولی همچنان از علم و سواد دانش و کمالات در وجود آنها خبری نبود.

    خانم میلانی! چشمانتان را باز کنید. یادآوری می کنم: امسال سال 1390 هجری شمسی است.

    خانم میلانی!سالهاست دست پنهان استعمار رو شده است که کوشیده تا حجاب را نشانه بی تمدنی جلوه دهد.سالهاست که شاهد گرایش روز به روز زنان جهان به حجاب هستیم.

    سالهاست که همه با تمام وجودشان دیده اند و احساس کرده اند که حجاب نه تنها مانعی برای پیشرفت های علمی، اجتماعی و سیاسی برای زنان نیست بلکه ضریب امنیت و احساس آرامش افراد خصوصاً خود زنان را در زندگی فردی و اجتماعی را بالاتر برده است.

    اگر کمی مطالعه کنید متوجه می شوید که سالهاست میزان حضور زنان در عرصه های علمی دانشگاهی بسیار بیشتر از مردان شده است.

    سالهاست که بانوان ما حتی با پوشش چادر در مشاغل مختلفی مثل پزشکی، جراحی، استادی دانشگاه، مهندسی، نمایندگی مجلس، مشاورهای مختلف در پست های دولتی و حتی در پست وزارت فعالیت می کنند.

    خانم میلانی! نمی دانم در چه خانواده و با چه شرایطی بزرگ شده اید که تصور عقده ای بودن به حدی در شما نهادینه شده که فکر می کنید همه، عقده ای هستند؟! اما جهت اطلاعتان عرض می کنم که سالهاست زنان ما با الگو قرار دادن سیره­ ی سیده­ ی زنان عالم که پیامبر نور و رحمت پیش پای او بلند می­شد و دست او را می­بوسید و می­گفت:"پدرش به فدایش باد"، احساس امنیت، آرامش و عزت می­کنند.نمی­دانم با چه هوسبازانی در زندگی­ تان مواجه بوده اید و آنها چه مزاحمت هایی برای شما ایجاد کرده اند که همه­ ی مردان را خائن و هوسباز و همه زنان را قربانی خشونت­های جنسی مردان تصور می­کنید و این خود عقده ­ای سنگین در شما بوجود آورده است؟!

    نمی­دانم چه کسانی شما را در زندگی­ تان تحقیر و تذلیل و به تعبیر خودتان عقده ­ای کرده­اند که می­خواهید انتقامتان را از همه­ ی مردان بگیرید؟!

    تسویه حساب

    تا حالا فکر کردید که "تئوری آزدای دختر و پسر"با تئوری "هوسباز بودن همه مردان"با هم در تناقضند و همدیگر را نقض می­کنند؟ شما که می پسندید دختر و پسر بتوانند آزادانه با هم ارتباط جنسی داشته باشند و معتقدید دختران به نام آزادی! حیا و عفت خود را راحت به حراج بگذارند، چطور انتظار دارید که مردان نگاه جنسی به زنان نداشته باشند.پیشنهاد می­کنم اگر علاقه مندید در مورد زنان و مشکلات آنان و مسائل خشونت­ های جنسی، فیلم بسازید،کمی هم در زمینه­ی تفاوت­های جسمی و روحی زنان و مردان و نیازهای متفاوت آنان مطالعه کنید تا حداقل بیش از این به زنان ایرانی توهین نکرده و همه­ ی آنان را عقده ­ای نخوانید.

    آن مدینه­ ی فاضله­ ای که در ذهن شما و امثال شماست، سالهاست که دستش در زمینه­ ی ظلم و تجاوز و... به زنان رو شده است. مجامع رسمی آمریکایی و اروپایی از سالها پیش اینگونه آمارها را منتشر می کنند.

    خانم میلانی!این راهی که در پیش گرفته اید یک بار طی شده، رفته­ ها دارند برمی­گردند.اگر کمی مطالعه کنید می بینید که زنان فعال و نویسنده غربی به شکست تئوری­های پوسیده ­ی فمنسیم اعتراف کرده­اند و برای رد آنها در کتب خود آمار نتایج اجرای تئوری­ های فمنیسم را بطور مستند و مستدل ارائه داده­اند. ولی جای تأسف فراوان است که اکنون کسی در عرصه کارگردانی سینما مدعی طرفداری و احقاق حقوق زنان است که نه تنها اطلاعات و تحلیل ­های او به روز نیست بلکه در تحلیل وضعیت زنان ایرانی دوران قاجار و در تحلیل وضعیت زنان در غرب در دوران شروع موج اول فمنیسم در قرون 18 و17 سیر می کند.

    ای کاش تعصبات کورکورانه­ اجازه دهند که کمی هم به حقایق بیاندیشید.

    ما به وجود ظلم به زنان در جهان و در ایران اعتقاد داریم و معتقدیم باید برای حذف آن مبارزه کرد.و به فرموده­ ی رهبر فرزانه انقلاب "حقیقتاَ باید در زمینه­ ی ارزش و کرامت زن در اسلام بازنویسی و بازگویی و بازبینی کرد"و برای احقاق حقوق زنان باید اسلام ناب را اجرا کرد.

    من همین­جا اعلام می­کنم که به کوری چشم همه­ ی فمنیست ­های عقده­ ای عالم، ما زنان ایرانی شوهرانمان را دوست داریم، به فرزندانمان عشق می­ورزیم، روز به روز همت مان را برای گرمتر و زیباتر کردن مأمن خانواده­هایمان مضاعف­ تر می­کنیم و در صحنه­ های علمی، برای کسب معرفت، روز به روز مدارج بالاتر را طی خواهیم نمود و با بذل مهر مادری و عشق ورزی به همسر و فرزندانمان اجازه نخواهیم داد افرادی به جامعه تحویل داده شوند که به خود اجازه دهند تمام زنان پاک سرزمینم، ایران را، عقده­ای بنامند.

    منبع:موسسه خیبر



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 90/2/16 :: ساعت 6:21 عصر)


    وبگردی های چند روزه ی اخیر من، چند سؤال رو برام مطرح کرده که هر چی بیشتر بهشون فکر می کنم نه تنها به جوابی نمی رسم بلکه تعداد سؤالاتم بیشتر هم میشه!
    خلاصه ی هر مطلب رو به اضافه ی سؤالتم براتون می نویسم شاید شما بتونید کمکم کنید!
    در ضمن، برای دریافت لینک هر مطلب و مشاهده ی تصاویر و توضیحات بیشتر می تونید روی عکسها کلیک کنید.

    1. تصاویر بازداشت توهین‌آمیز یک زن محجبه فرانسوی توسط نیروهای امنیتی این کشور که از امروز قانون بحث‌برانگیز ممنوعیت استفاده از روبند به عنوان یکی از مظاهر حجاب اسلامی را اجرایی کرد، اعتراض بسیاری از حامیان حقوق بشر را در پی داشت.
    تصاویر زیر خانم "کنزا دریدر"، زن محجبه فرانسوی را نشان می‌دهد که پس از گفت‌وگو با رسانه‌های خبری و اعتراض نسبت به اجرایی شدن قانون تبعیض‌آمیز منع استفاده از روبند، توسط مامورین فرانسوی به شکلی توهین‌آمیز دستگیر شد.

    ممنوعیت حجاب در فرانسه

    سؤال: الف) بازم فرانسه روش میشه بگه من مهد آزادی ام؟؟!!
    ب) بازم کسی پیدا میشه که هنوز چهره ی واقعی غربی ها رو نشناخته باشه؟؟!!
    ج) چرا اجرای "طرح امنیت اجتماعی" برای ما بده اما برای خودشون، خوبه؟!طعمه ای برای رسانه های غربی

    2. سؤال دومم در حقیقت سؤالیه که حداد عادل چند روز پیش در مراسم هجدهمین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی مطرح کرد:

    امروز دولت‌های غربی با این سازمان‌های عجیب و پر زرق و برقی که مدعی مبارزه با خشونت و تروریسم هستند، در برابر کشورهای مسلمان چه می‌ کنند؟ مردمی که با الهام از انقلاب ما بپا خاسته‌اند و شهید می‌دهند. اکنون چندین ماه است که این نهضت‌ها شروع شده‌اند اما آیا در تمام این مدت و در تمام این کشورها یک نفر مانند ندا آقاسلطان وجود نداشته است؟! حدادعادل ادامه داد: ما که نفهمیدیم او چگونه کشته شد، اما ببینید اکنون چگونه در دنیا بر سر این موضوع سر و صدا راه انداخته‌اند. از میان این همه آدم که در این کشورها کشته شده‌اند آیا واقعا یک نفر نبود که به قول آنها مانند ندا آقاسلطان مظلوم کشته شده باشد؟ پس داستان چیست؟

    3. حمله چهار دختر انگلیسی به یک زن ایرانی به دلیل حفظ حجاب اسلامی در لندنحمله به یک زن باحجاب:

    این زن ایرانی که به همراه همسرش برای تحصیل در انگلیس زندگی می‌کند، ساعت 7:30 روز گذشته در راه بازگشت به منزل خود، در خیابان London Road به دلیل پوشش اسلامی توسط 4 دختر انگلیسی مورد اهانت و حمله فیزیکی قرار گرفته و از ناحیه صورت زخمی شد.

    سؤال: اگه نهی از منکر یک بدحجاب (که طبق دستورات دین ماست)، اونم با کمال احترام، اسمش دخالت در امور شخصی! دیگرانه، پس اسم این حرکت وحشیانه ی این چهار تا دختر چیه؟؟!!

     

    4. خاطره ای از یک شهید شهید سید حمید میر افضلی
    "در چند عملیاتی که با هم بودیم، ندیدم کفش بپوشد. موقع عملیات که می شد، کفش هایش را در می آورد و با پای برهنه می رفت عملیات. علتش را که می پرسیدیم، می گفت" با پای برهنه راحت ترم."
    توی عملیات بیت المقدس وقتی بچه ها دشمن را از جفیر عقب راندند، سید با پای برهنه رفت روی جاده و ایستاد به نماز. . ."

     سؤال: یه عده برای حفظ این انقلاب ، پای برهنه دویدند و جنگیدند و خون دادند. من و تو برای حفظش چه کرده ایم؟
    به قول حضرت امام (ره):
    اینقدر نگو انقلاب، برای من چه کرده. تو برای انقلاب چه کرده ای؟



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 90/1/25 :: ساعت 5:49 عصر)


    روزهای خوش پایان سال و خرید مایحتاج سال نو در حال سپری شدن هستند.

    امسال نیز، به تبع چند سال اخیر، با تدابیر دولت و همکاری بازاری ها، با برپایی انواع نمایشگاه ها و حراجی ها، نه تنها جلوی خیلی از گرونی های کاذب گرفته شده، بلکه حتی بعضی از کالاها با تخفیف های قابل توجهی به فروش می رسند.

    اما اونچه که منو وادار به نوشتن این یادداشت کرد اینه:

    بازار به شدت شلوغه و نمایشگاه ها شلوغتر!
    مواظب باشیم توی این شلوغ پلوغی ها، ضرر نکنیم.

    بازار - حراجی

    مواظب باشیم حراجی کالا، به حراجی دین و ایمانمون منجر نشه!

    توی اینجور مواقع، بازار پر میشه از سوژه های ناب! برای چشمای بی تاب!
    خوش به حال اون مردی، که با درویش کردن چشماش، بی نیازی روحش رو از این گناهان دم دستی به رخ ملائکه میکشه.

    خوش به حال اون زنی، که وارث فاطمه ی زهرا(س)، در حجب و حیاست.

    خوش به حال اونایی که خودشون رو مخاطب این سخن امامشون می دونند:

    مولا علی (ع) : ای مردم عراق ، شنیده ام بانوان شما در جاده ها حرکت می کنند و با تنه زدن به مردان راه خود را می گشایند ، شما حیا و آزرم ندارید؟
    فروع کافی جلد 5 صفحه 174

    واااای که چقدر این حدیث قشنگ و دقیقه.
    وقتی به حضرت علی علیه السلام میگن "امیر کلام" برا همینه.

    موضوع درباره ی گناهیه که زنان مرتکب میشن. اما مخاطب، مردان هستند.

    یعنی آهای مردا، شما هم تو این گناه شریکید.
    به نظر شما، اون مردی که میگه من کار دارم، یا میگه من حوصله ندارم، و زنشو برای خرید (هایی که نیاز به سلیقه ی خاصی ندارند مثل خرید آجیل) راهی بازارهای شلوغ میکنه، بی حیا و بی غیرت نیست؟
    به نظر شما اون مردی که تو بازار، مثل یه بولدزر سرشو میندازه پایین و مسیر مستقیم خودشو ادامه میده، تو گناه این تنه زدن ها شریک نیست؟

    باور کنید اگه کمی حواسمون رو بیشتر به این نکات تربیتی-اسلامی جمع کنیم: هم میتونیم خریدهای خوب و به صرفه ای داشته باشیم، هم میتونیم گناه نکنیم، و هم میتونیم لذت خودمون رو از روزهای پرهیجان آخر سال، بیشتر کنیم.

    از صمیم دل میگم: عیدتون مبارک...

     



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 89/12/19 :: ساعت 12:38 عصر)


    عکس ( پوستر ) چادر مشکیرخت زیبای آسمانی را
    خواهرم با غرور بر سر کن

    نه خجالت بکش نه غمگین باش
    چادرت ارزش است باور کن

    بوی زهرا و مریم و هاجر
    از پر چادرت سرازیر است

    بشکند آن قلم که بنویسد
    "روی گل ،برگ ،دست و پاگیر" است

    حفظ و پوشیده در صدف انگار
    ارزش و شأن خویش می دانی

    با وقاری و مثل یک خورشید
    پشت یک ابر تیره می مانی

    قدمت روی شهپر جبریل
    هر زمانی که راه می آیی

    در شب چادرت تو می تابی
    مثل یک قرص ماه می آیی

    گل اگر بر سرش نباشد برگ
    بی گمان زود دیده خواهد شد

    بعد با دستهای گلچینی
    ناگهان هم که چیده خواهد شد

    خسته ای از تمام مردم شهر؟
    از چه رو این قدر تو غم داری

    نکند فکر این کنی شاید
    چیزی از دیگران تو کم داری

    در زمانی که شأن و ارزش جز
    به دماغ و لباس و ماشین نیست

    توی چادر بمان و ثابت کن
    ارزش واقعی زن این نیست...!!!



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 89/12/4 :: ساعت 4:30 عصر)


    بنر حجاب - پوستر حجاب
    برای دریافت تصویر در اندازه اصلی، روی اون کلیک کنید.

    طرح بالا رو به عنوان "بنر" برای تابلوی تبلیغاتی یکی از دانشگاه های شهرمون درست کردم. هر چند که هیچگاه زیر چاپ نرفت! دلیلشون هم این بود که چرا توش عکسی از یک زن قرار داده شده!!!

    خدا خودش جامعه ی ما رو از افراط و تفریط ها نجات بده. عده ای نمایش نقاشی زن محجبه رو هم حرام میدونن! از اون طرف عده ای عکس زوم شده روی چهره ی آرایش کرده و بد روسری انواع بازیگران ژیگول رو رو جلد نشریه ها، حلال و بدون اشکال میدونن!

    عده ای به بهانه ی "یه شب که هزار شب نمیشه" شب عروسی، ناموسشون رو با محرک ترین و نازک ترین پوشش ها به خیابون میارن و نگاه های حریصانه ی مردان هوس باز، ذره ای هم آزارشون نمیده. عده ای هم توی کارت عروسی شون بجای اسم عروس خانم، حرف اول اسمشو می نویسن تا مبادا نامحرم ها اسم خانمش رو یاد بگیرن! به قول استاد قرائتی اگه قرار بود "پنهان بودن نام"، امتیازی حساب بشه آیا حضرت زهرا و حضرت زینب و حضرت معصومه (سلام الله علیهن) برای این امتیاز سزاوارتر نبودند؟

    به امید ظهور آقایی که شاخه های زشت و زائد افراط و تفریط رو از پیکر زیبا و رعنای درخت اسلام قطع خواهد کرد. اللهم عجل لولیک الفرج



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( یکشنبه 89/10/26 :: ساعت 5:35 عصر)


    یکی از خوانندگان این وبلاگ، با اسم مستعار "داوود" برای یادداشت قبلی کامنتی گذاشته که بهتر دیدم اونو همراه با جوابش در معرض قضاوت شما عزیزان قرار بدم:

    حکایات اقداماتی که نظام مقدس چماق و دروغ انجام میده مثل یک کاریکاتور می‌مونه که یه قسمت از بدنش گنده هست و بقیه انداماش کوچیکه. این نظام مقدس شما میاد و برای تبلیغات رسانه ای یه قسمتهایی رو خیلی روش هزینه و دلارهای نفتی میگذاره(مثل ماهواره سرهم کردن) در صورتیکه فایده ای برای مردم ندارند و خیلی چیزهای واجبتر از اون هست و بقیه مناطق کشور مثل حلبی آباد هستند.
    برای نمونه ماهواره به هوا فرستادن که با کمک گرفتن از این کشور و قاچاق علمی از اون کشور و مهندسی معکوس و کپی بردای، یه چیزی سر هم کرد و سوار یه موشک جنگی کردش و شوتش کرد به فضا! غافل از اینکه کشورهای روسیه و آمریکا دهها سال پیش سفینه های غول پیکری رو به ماه فرستادند که این ماهواره شما در برابرش مثل ماشین اسباب بازی در برابر مرسدس بنز هست.با در نظر گرفتن این موضوع که اون زمان وسایل آسان ساز امروزی مثل کامپیوتر هم وجود نداشت که محاسبات و طراحیها رو نسبت به دهها سال پیش بسیار ساده کرده.
    بعله خانم جان ان چیزها رو شما از همونهایی کپی کردید که فحششون میدید و خودتون مسلمن اونها رو نزاییدید.دانش همه این چیزایی که گفتی مال همونهاست. در زمینه نظامی هم که این ترقه و فشفشه هایی که با مهندسی معکوس از روی تجهیزات دیگر کشورها ساخته میشه اینقدر جیغ و جاغ کردن نداره.کره شمالی هم که رژیمش مثل نظام مقدس یاغی هست و در برابر جهان یاغیگری در میاره و وقعی به خواسته ها و نیازهای واقعی مردمش نمیگذاره و اونچه خودش میخواهد رو انجام میده هم خیلی تجهیزات نظامی داره و خیلی پیشرفته تر از مال شما هستند و در کنارش هم مردمش از گشنگی علف میخورند.
    و نکنه فکر کردی شما موشک سرهم کردید کشورهای دیگه مثل آمریکا در عصر چماق تجهیزاتشون هست و از چوب و چماق و شمشیر و نیزه استفاده میکنند؟ این چیزهایی که شما سر هم میکنید اونها عهد بوق اینها رو داشتند. یک مستندی ماهواره نشون میداد از تانکهای آبرامز آمریکایی که بس‌که پیشرفته هستند بهشون میگند کامپیوترهای 65 تنی. ناو هواپیمابر رونالد ریگان رو نشون میدادکه 20 طبقه بود و 80 تا هواپیما میگرفت.

    و اما جواب من:

    اینا که نوشتی چی بودن ؟ جوک؟ داستان علمی تخیلی؟ افسانه؟ شر و ور؟ هر چی بود ما رو که حسابی سر ذوق اوورد

    گفتی چرا ماهواره میسازین درحالی که بعضی از روستاها حلبی آبادند؟

    جواب: اولا اگه الان بعضی روستاهای صعب العبور، حلبی آبادند و تعدادشون انگشت شماره؛ در زمان طاغوت بسیاری از شهرهای ما به معنای واقعی حلبی آبادهایی بودند که شاهدان عینیش هنوز زنده اند و این چیزی نیست که مثلا صدا و سیما گفته باشه. از شهر خودمون عکسی دارم اون هم از مرکز شهر، نه حاشیه هاش، که یک روستای تمیز صد سال پیش، صد شرف داره به اون. (میدونی شهر ما کجاست؟ دومین شهر بزرگ و معروف اولین استان نفتی کشور)

    ثانیاً ان شاءالله با طرح هدفمند کردن یارانه ها داریم به سمتی میریم که همین تعداد اندک حلبی‌آبادها هم در کشور وجود نداشته باشند.

    گفتی ماهواره به هوا فرستادن با کمک گرفتن از این کشور و قاچاق علمی از اون کشور و مهندسی معکوس و کپی بردای و یه چیزی سر هم کردن و سوار یه موشک جنگی کردنش و شوتش به فضا! چیزی نیست.

    جواب: میگم اگه ساخت و پرتاپ ماهواره به این راحتیه چرا از بین 197 کشور جهان، ما دهمین کشور دارنده ی این فناوری ساده! شدیم؟!!! اروپا خودش به تنهایی 50 کشور داره. البته شاید از نظر تو این کشورهای پیشرفته خودشون نخواستند که به صنعت بی اهمیت! هوافضا دست پیدا کنند وگر نه هر کدوم برا خودش به راحتی میتونه بشه امریکای دوم!

    گفتی کشورهای روسیه و آمریکا دهها سال پیش سفینه های غول پیکری رو به ماه فرستادند که این ماهواره شما در برابرش مثل ماشین اسباب بازی در برابر مرسدس بنز هست.

    آره! با این حرفت موافقم. حکومتهای فاسد و مستبد قاجار و پهلوی، ما رو دویست (200!) سال از مرزهای دانش عقب انداختند و خدا میدونه اگه مردم ایران انقلاب نمی‌کردند چه سرنوشتی در انتظارمون بود . و شاید دیگه هیچ وقت نمی تونستیم خودمون رو بالا بکشیم، درست مثل وضعیت الان عراق و افغانستان.

    اما شکر خدا، ورق برگشت و با انقلاب اسلامی و فراهم شدن زمینه ی شکوفایی استعدادها، داریم با شتابی مثال زدنی خودمون رو بالا می کشیم میدونی چطوری و با چه طرز تفکری؟
    به این فرازهای یکی از سخنرانی های مقتدا و رهبرمون دقت کن:
    معناى رسیدن به مرزهاى دانش این نیست که راهى را که اروپایى‏ها در طول دویست سال رفته‏اند، ما هم همان راه را در طول دویست سال برویم؛ بعد به آن‏جایى که امروز رسیده‏اند، برسیم؛ نه، این حرفها نیست؛ ما راه‏هاى میانبر پیدا مى‏کنیم. ما علم را از دست اروپایى‏ها مى‏قاپیم. ما از یاد گرفتن ننگمان نمى‏کند ... اما گرفتن علم از دیگرى نباید به معناى این باشد که شاگرد باید تا ابد شاگرد بماند؛ نه، امروز شاگردیم، فردا مى‏شویم استاد آنها؛ کما این‏که آنها یک روز شاگرد ما بودند، اما الان شده‏اند استاد ما.

    گفتی ان چیزها رو شما از همونهایی کپی کردید که فحششون میدید ...

    اولاً "فحش دادن" با "لعن و نفرین" فرق میکنه. اگر نمیدونی بدون! "فحش دادن" یعنی حرف های زشت و رکیک به کسی زدن (همون چیزی که رسانه های منافق ماهواره ای روز و شب به کار می برند)
    اما "لعن و نفرین" یعنی اعلام برائت. و اگر این اعلام برائت از ظالمان و مستکبران باشه نه تنها چیز بدی نیست بلکه یکی از شاخصه های مهم دین ماست (تبری)
    اگر لعن بد بود خدا در قرآنش صریحاً کافران رو لعنت نمی کرد.

    ثانیاً از روز واضحتره که ما وقتی میگیم"مرگ بر امریکا" منظورمون سردمداران ظالم و مستکبر اوناست نه مردم عادی و یا دانشمنداشون.

    گفتی در زمینه نظامی این ترقه و فشفشه هایی که با مهندسی معکوس از روی تجهیزات دیگر کشورها ساخته میشه اینقدر جیغ و جاغ کردن نداره.

    اولاً عجیبه که این ترقه ها و فشفشه ها! تونستن خواب شبانه رو از سر غده ی سرطانی دنیا، بربایند! یا اینکه اینقدر اهمیت پیدا کردند که آمریکا و چندتا از نوچه هاش دارن سراسیمه در مقابلش سپر موشکی درست می کنند!

    ثانیاً بی انصاف! ما جیغ و جاغ می کنیم؟ یا رسانه های استکباری که بعد از هر رزمایش یا ساخت موشکی توسط ما، در عرض چند ثانیه بازتابش میاد در صدر اخبارشون؟

    ثالثاً بر خلاف تو، ارباب هات مرتباً ما رو به "مخفی کاری نظامی" متهم می کنند. حرف اونا رو باور کنیم یا حرف تو رو؟!
    آیا بهتر نیست از این به بعد کمی بیشتر به اخبار اربابانت توجه کنی که از این سوتی ها ندی؟!

    گفتی فکر کردی شما موشک سرهم کردید کشورهای دیگه مثل آمریکا در عصر چماق تجهیزاتشون هست و از چوب و چماق و شمشیر و نیزه استفاده میکنند؟ این چیزهایی که شما سر هم میکنید اونها عهد بوق اینها رو داشتند.

    آره! ما هم قبول داریم که هیچگاه قدرت سلاح هامون به اندازه ی سلاح های اونا نمی رسه. میدونی چرا؟ چون برای اونا ساخت سلاح های هسته ای و میکروبی و شیمیایی نه تنها عیبی نداره بلکه بهش افتخار هم می کنند. اما در دین و مرام ما، ساخت و استفاده از این سلاح ها حرامه.

    آره! قدرت و تعداد سلاح های ما از اونا کمتره. اما فراموش نکن فاکتورهای دیگری هم هستند که ثابت می کنند برتری یک کشور به تجهیزات نظامیش نیست بلکه به قدرت ایمان و اعتقادات و همچنین میزان محبوبیتش هم بستگی داره. فراموش نکن امام خمینی(ره) با دست خالی، بر رژیمی غلبه کرد که ادعا میکرد قدرت برتر نظامی در سطح منطقه ست. فراموش نکن در جنگ تحمیلی بچه های ما با سلاح های ساده تونستند ارتش تا بن دندان مسلح عراق رو زمین گیر کنند. می دونی چرا؟ چون ما یه سلاح داریم که دشمن هر چه هم که پیشرفته بشه و پول خرج کنه نمیتونه بهش دست پیدا کنه و اون چیزی نیست جز "شهادت طلبی".

    عزیز من! اگه میخوای ایران رو همانگونه که هست ببینی چشمت رو از دوربین معوّج بی بی سی فاصله بده! ببین که ایران اسلامی امروزه شده محبوب دل تمام مردم آزاده ای که توانسته اند از زیر سیطره ی بمباران رسانه های دروغگوی استعماری سری بیرون بیارند و حقایق جهان رو به نظاره بنشینند! جهان در آستانه ی ظهور آخرین منجی، در حال تحولات عظیمی ست و بخش اعظمی از ایجاد این تحولات بر دوش وارثان سلمان فارسی ست. ما زمینه سازان ظهور مولای عشقیم. ما رسوا کننده ی قدرت پوشالی مستکبرانی هستیم که روز به روز بیشتر در گرداب فلاکت خودشون فرو میرن. اینم یک نمونه از از زبان متخصصین خودشون:

    دولت آمریکا در هر دقیقه 2.63 میلیون دلار بدهی بالا می‌آورد! + نمودار



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 89/10/17 :: ساعت 4:19 عصر)


    یک. بارها پیش آمده به دوروبری‌هایی که حجاب نصفه‌نیمه داشته‌اند گفته‌ام: «تو که مانتو می‌پوشی، آستین‌ بلندشو بپوش خب، نصف دستت که معلومه» یا «تو که زیاد اهل آرایش نیستی، این یه‌دونه رژم نزن خب» یا «موهات اومده بیرون» یا «جوراب بپوش، پاهات جلب توجه می‌کنه»

    و البته جواب شنیده‌ام: «ای باباااا، تو مثل اینکه خیابونا رو ندیدی، این‌همه خوشگل ریخته تو خیابون، کی به این یه‌وجب دست من نگاه می‌کنه» یا «الان دیگه همه دافن، رژ من توجه کسی رو جلب نمی‌کنه» یا «اون مال قدیما بود، الان دیگه همه پاهاشون معلومه» یا «موی همه معلومه، این یه‌تار موی من چیزی نیس»

    در مقابل، باحجاب‌ها. باحجاب یعنی کسی که حجاب را کامل، با تمام حدود اسلامی‌ش یا درصورت تمایل بیشتر از آن (مثلاً پوشاندن گردی صورت)، با علاقه و میل خودش، رعایت می‌کند. فکر می‌کنید آسان است توی گرما و ترافیک و شلوغی، با بندوبساط کیف، لپ‌تاپ و یا احیاناً بچه، پنچ‌متر پارچه را دور خود پیچیدن؟ ساق زدن، برای اینکه مبادا نیم سانت بیشتر دیده شود؟ روسری را محکم دور صورت گیره زدن که زیر چانه دیده نشود و مو بیرون نیاید؟ جوراب کلفت پوشیدن تو هل‌هل گرما؟ چه ذهنیتی باعث می‌شود اینها مثل گروه اول «یه تار مو، یه‌دونه رژ، یه‌وجب دست و یه‌ذره پا»ی خود را گم ندانند بین این همه دست و سر و پا و لبی که ریخته کف خیابان‌ها؟!

    باحجاب‌ها اعتماد به‌نفس بیشتری دارند. رضایت بیشتری دارند از بدن خود. به اصطلاح روانشناس‌هاbody image شان مثبت است. تصور می‌کنند زنانگی‌شان در همان «یه‌تار مو و یه ذره دست» هم پیدا و تاثیرگذار است. برای این زنان ساق‌پا و لب‌شان ارزش ج.ن.سی دارد، به همین‌خاطر است که نسبت به پوشاندنش اهتمام دارند. این زنان خود را زنی همچون دیگر زنان مکشوفه در خیابان نمی‌دانند. بدن خود را حاوی مقادیر زیادی از ارزش‌های زیبایی‌شناسانه می‌دانند و نسبت به حفظ این زیبایی‌ارزشمند حساس‌اند. به خاطر همین است که زنان محجبه در زندگی زناشویی خود هم موفق‌ترند. اعتمادبنفس عنصر مهمی است در زناشویی و زنان محجبه اعتمادبنفس‌شان بالاتر است.

    زنان مکشوفه اعتمادبنفس‌شان کمتر است. تصور می کنند در روابط خود در اجتماع، چیزی کم دارند و باید این کمبود را با توسل به زنانگی‌شان جبران کنند. باید توی دستشویی‌های عمومی تقلای برخی زنان را برای تجدید آرایش ببینید تا این حرف برای‌تان ملموس شود. آنچه باعث می‌شود هیلاری کلینتون وسط صحبت‌های دیپلماتیک یاد رژلبش بیفتد کمبود همان اعتمادبنفس است.

    آرایش

     دوم. یکی از دلائل دیگری که نسوان مکشوفه اعتمادبنفس کمتری راجع به بدن خود دارند اینست که خود را در معرض قضاوت مردان زیادی قرار می دهند و خب، بدیهی است که مردان مختلف، سلیقه‌های مختلف هم دارند. دختری را می‌شناختم، سفید و بور. خوشگل بود، از این تیپ‌هایی که بهشان می‌گویند خارجی! یک‌بار دوست‌پسر نامردش بهش گفته بود: «زن باس سبزه و نمکی باشه، نه اینطوری شیربرنج!» این دختر هم کلی دمغ شده بود و طفلک آمده بود می‌پرسید: من بی‌رنگ و رو‌ هستم؟!

    گفتم: «نه عزیزم، تو بی‌رنگ و رو نیستی، خیلی هم خوشگل و اروپایی(!) هستی. منتها ایرادت اینه که خودت رو الکی‌الکی عرضه کردی به هر بی‌سروپایی که بتونه درباره‌ت نظر بده. زن باس خودشو فقط به مرد زندگی‌ش نشون بده! کسی که خودش، با میل ورغبت اومده طرف آدم، مرد باس منت زنو بکشه، تا قدرشو بدونه!»

    منبع: وبلاگ چشم و چراغ



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( دوشنبه 89/10/13 :: ساعت 10:46 صبح)


    اگر امام حسین(ع) هدف از قیامش رو "اصلاح امت جدش" معرفی کرد، و اگر ما ادعا داریم که از امت رسول خدا(ص) هستیم، پس محرم بهترین زمانه که عینک غفلت رو برای دقایقی هم که شده از روی چشمامون برداریم و بذاریم نور کلام اصلاحگرانه ی امام حسین(ع) دیدگان ما رو هم روشن و بصیر کنه:

    مردم برده های دنیا هستند و دین بازیچه ی زبانشان است،
    تا آنجا دور و بر دین رو می گیرند که زندگیشان در رفاه باشد،
    اما زمانی که در معرض امتحان قرار بگیرند دینداران کم می شوند.

    .............................................................................. بحار الانوار ج 78 ص 117

    خیلی حدیث تکان دهنده و ترسناکیه!
    مبادا ما هم جزء این برده ها ی دنیا باشیم
    نکنه ما هم دین بازیچه ی زبونمون باشه و خودمون خبر نداریم

    آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که میشینیم و با خیال راحت غیبت می کنیم و ککمون هم نمیگزه.
    در حالی که دین اسلام به شدت هرچه تمامتر غیبت رو نهی کرده ، تا اونجا که روایت داریم که غیبت از زنا هم بدتره! (الغیبتُ اشدّ مِنَ الزّنا)

    آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که در صدا و سیما و سینمامون اساس فیلمهای طنز بدون استثنا، بر مبنای "دروغ گفتن های مکرر" شکل میگیره. و چه چیزی برای یک جامعه، بدتر از این که "دروغگویی" نه تنها قبیح شمرده نشه بلکه به صورت خیلی جذاب و کاربردی آموزش داده میشه!

    آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که در مراسم عزای حسینی، آرایش کرده حاضر میشیم!
    و بعد توجیه میکنیم که آرایشمون خیلی خفیفه!! و فراموش میکنیم که معیار سنجش اعمال ما "ذره" است. ( و مَن یَعمَل مِثقال ذرةٍ شراً یرَه)

    آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که جوک های تمسخرآمیز رو مرتبا برای همدیگه پاس کاری می کنیم. در حالی که پیامبر اکرم(ص) یکی از اولین آموزه هاش بعد از مبعوث شدن، مبارزه ی جدی با برتری طلبی های قومیتی بود. چگونه میخوایم روز قیامت خودمون رو از زیر دین ترک ها و لرها و عرب ها و ... خلاصی بدیم؟ چرا وقتی می تونیم بنویسیم "یکی" - "یه نفر" - "یارو" و ... اصرار داریم که بنویسم "ترکه ، لره ، عربه و...

    از اون بدتر چطور وجدانمون اجازه میده که وصله های بسیار زشت و قبیح جنسی رو به مردم فلان شهر بزنیم؟ آیا فکر کرده ایم این خنده های چند ثانیه ای، روز قیامت چقدر ما رو خواهد گریوند؟

    آیا دین بازیچه ی زبون اونایی نیست که تا وقتی که زندگیشون رو براهه بسیجی هستند! ولی همینکه شرایط اقتصادیشون کمی به هم ریخت میشند مخالف دوآتیشه نظام !
    باورتون میشه این جمله ی قصار!! رو با گوشای خودم از زبون یکی از آشناهامون شنیدم: ما با این انقلاب مشکلی نداریم، وضعمون خوب باشه دیگه فرقی نمیکنه شاه بالا سرمون باشه یا خمینی!
    حالا مقایسه کنید با ابوذر که از شدت گرسنگی، آجر به شکمش می بست ولی حاضر نشد که بره زیر پرچم معاویه.

     آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که خودمون رو شیعه ی علی(ع) می دونیم اما هیچ حساسیتی نسبت به حجاب ناموسمون نداریم. آیا علی علیه السلام نفرمود : "خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد" 

    آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که نمازهامون با حجاب کامل(بدون معلوم بودن حتی یه تار مو) خونده میشه اما در کوچه و بازار ... 

    آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی در بین فامیل به عنوان خونواده ای مذهبی شناخته میشم اما جشن ها و عروسی هامون درست مثل کسانیه که هیچ تقیدی به این امور ندارند

    آیا دین بازیچه ی زبون اونایی نیست که وقتی مهمون میاد خونشون ظاهراً چادر سرشون می کنند ولی زیر چادر، لباس نامناسب تنشونه و انگار قسم خوردند که هر چند دقیقه یکبار چادرشون رو باز و بسته کنند !

    آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی میگیم "یا صاحب الزمان" اما بسیاریمون حاضر نیستیم سهم امام زمان (خمس) رو از توی مالمون بیرون بیاریم تا در راه امام زمان(ع) مصرف بشه.
    خیلی از ماها، حتی نمیدونیم "سال خمسی" چیه؟!

    آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که خیلی چیزها رو میدونیم ولی بهشون عمل نمی کنیم
    و بعد توجیه میاریم که عمل مهم نیست و "دلت باید پاک باشه"!
    و حال آنکه خداوند در سوره ی عصر،
    قسم یاد میکنه که همه در حال خسران و زیان هستند مگر کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند و...

     

    خدایا کمکمون کن...
    خدایا بحق روزها و شبهای قدسی محرم، ما را در زمره ی دینداران واقعی قرار بده.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 89/9/17 :: ساعت 11:56 عصر)


    امشب در محله ی ما عروسی ست؛ یک عروسی گرم و پر سر و صدا. نوازنده می نوازد، خواننده می خواند، رقاصه ها می رقصند، ناظران چشم می چرانند، کف می زنند ... و شیطان کف می کند از این همه غفلت!

    و من مانده ام چگونه به این زوج خوشبخت! "مبارک باد" بگویم.
    براستی چه برکتی ست در وصلتی که آغازش با معصیت صدها نفر همراه باشد.
    معصیتی که بساطش را همین جنابان واصلان! فراهم کرده اند.

    اندوه تمام وجودم را گرفته و بغض راه گلویم را. دلم می خواهد به میانشان بروم و فریاد بزنم  آهااااااااای مسلمان نمایان تکنوکرات / رهاوردتان چیست جز منکرات؟ آهای شیعیان مهدی! خون نکنید دل اربابتان را.
    دلم میخواد فریاد بزنم امشب شب جمعه است نزن. امشب شب دعای کمیله نرقص. امشب شب صلواته ، سوت نزن...

    تصور رقص زنانی که در بیچارگی خود دست و پا می زنند و چشمان پر ولع مردانی که با بی غیرتی هر چه تمامتر در حال شکار لحظه ها! هستند سینه ام را مالامال اندوه کرده است.

     

    خدایا کی جامعه ی ما به این درجه از فرهنگ و کمال و کلاس خواهد رسید که:
    می توان شاد بود و در عین حال گناه نکرد...



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 89/8/21 :: ساعت 12:51 صبح)


    <      1   2   3   4   5   >>   >

    ورود , پسرا ,دخترا , عکس باحال , ورود پسرا ممنوع , روابط دختر وپسر ,روابط دختر و پسر ,زن ,گرل ,گرل فرند ,آرایش ,لباس ,جنسی ,عشق ,عاشق , هوس, ازدواج ,دوست یابی ,شعر ,پسران و دختران ,معشوق ,مهیج