سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
           
 

 

دوستی به نام "داوود" که قبلا بارها توفیق! مباحثه باهاش رو داشته ام (+) ، جدیداً کامنت بامزه ای برام نوشته، که اونو همراه با جوابش، اینجا میذارم:

شبکه من و تو پیشرفته ترین زیر دریایی جهان متعلق به آمریکا رو نشون میداد که 16 تا موشک حمل میکرد. فکر میکنی قدرت هر کدوم از موشکهای حامل کلاهک هسته ای چقدر بود؟ به اندازه مجموع مهمات و بمب و موشک و گلوله توپ و تانک استفاده شده در دو جنگ جهانی
... اینجاست که شهادت طلب و این مسخره بازیها به درد نمیخوره(قبلا یادته گفتی ما نیروی شهادت طلب داریم) چون جنگ نفر به نفر و چماق و شمشیر نیست
فقط ناوگان 26 فروندی بمب افکن های بی2 آمریکا(هزینه تولید هر کدوم یک میلیارد و دویست میلیون دلار) برای مواجهه با تمام قوای نظامی یه کشور کافین ...

جواب:
خوشم میاد هرچه بیشتر بهت کم محلی میکنم، بیشتر حرص میخوری! نشونه اش هم همین توهین هایی که به جاشون نقطه چین گذاشتم. ولی حواست باشه زیاده روی نکنی(در حرص خوردن) وگرنه رو دل میکنی!!بمب هسته ای امریکا و اسرائیل

حالا از اینا بگذریم، واقعا راست گفتی امریکا کلاهک هسته ای داره؟؟؟
یا خدااااااااااااااا ........... من نمیدونستم
حالا چیکار کنیم؟! بیچاره شدیم .... من فکر میکردم امریکا هی به همه گیر میده بمب هسته ای نباید داشته باشین، خودش هم نداره. اما حالا می بینم که...

ببین دوست عزیز، می تونی یه پا در میونی بکنی و به اربابات بگی ما رو ببخشن! ما هم قول میدیم دیگه نگیم "امریکا هیچ غلطی..."

قول میدیم دوباره مثل زمان پهلوی، غلام حلقه به گوش بشیم / قول میدیم این دفعه قانون کاپیتا لاسیون رو با ضریب دو، تصویب و اجرا کنیم! / قول میدیم به جای یکی، ده تا لانه جاسو ... اِ یعنی سفارت خونه براشون دایر کنیم!

قول میدیم دیگه شعار "مرگ برامریکا" نگیم و پرچمشون رو آتیش نزنیم و همه ی کشورهایی رو که اینا رو ازمون یاد گرفتن، بهشون بفهمونیم که امریکا خیییییییییییییییلی کلاهک هسته ای داره.
تو بهشون بگو ما رو ببخشن، ما هم قول میدیم دیگه الگوی مقاومت نشیم.

قول میدیم در عرض کمتر از یک ماه نیروگاه بوشهر و نطنز و اینا رو بکوبیم و جاشون کاباره بزنیم! خوبه؟

من ضمانت میدم احمدی نژاد قول بده که دیگه تو مصاحبه هاش نگه "دوران بمب اتم گذشته و اکنون دوران اندیشه ، منطق و انسانیت است."

یا اینکه دیگه نگه "آنچه آینده را تعیین می کند فرهنگ است، قدرت افکار است. آیا بمب اتمی توانست اتحادیه جماهیر شوروی را از فروپاشی نجات دهد؟ آیا توانست به صهیونیست ها در مقابل فلسطینی ها پیروزی دهد؟ آیا توانست مشکلات امریکا را در عراق و افغانستان به پایان برساند؟ دوران استفاده از بمب اتمی به پایان رسیده است."

باور کن اگه امریکا ما رو ببخشه، من خودم به شخصه قول میدم اسم این وبلاگ رو عوض کنم و بذارم "پاتوقی برای همه ی دختر پسرای خوشگل" !

اگه بتونی شفاعت منو پیش اربابت کنی، منم قول میدم مثل تو به شغل شریف "کامنت مخالف گذاشتن در وبلاگهای مذهبی" مشغول شم. با این تفاوت که من در مقابل این خدمت هیچ انتظاری ندارم و هیچ دلاری نخواهم گرفت بلکه همه اش فی سبیل ا...

خدایا، کمکمون کن
ما نمی دونستیم امریکا b2 داره وگرنه این همه با دمش بازی نمی کردیم!
بگو داداش داود، دیگه توی "من و تو" چی دیدی؟ جون خودت کمی کمکمون کن و بهمون اطلاعات بده...
ما نمی دونستیم امریکا این همه سلاح های خفن داره وگرنه توی سازمان ملل آبروشو نمی بردیم!

باور کن حالا هم دیر نشده. بهشون بگو " بیا دوباره دوس بشیم". اصن برای ضمانت، بجای ما انگشت کوچیکت رو بذار توی انگشت کوچیکه هیلاری جون! و بهش بگو "آشتی آشتی، با هم بریم تو کشتی"

اگه امریکا ما رو ببخشه، ما هم در ازای این بزرگواری قول میدیم سردار سلیمانی رو تحویل «روئل مارک گرچت»(+) بدیم تا هر جور که خواست ترورش کنه!! اسم "سپاه قدس" رو هم به "سپاه تل آویو" تغییر میدیم و مثل زمون شاه، دوباره تامین سوخت هواپیماهای اسرائیلی رو به عهده می گیریم. خوبه؟!

من اگه میگفتم ما سلاحی داریم که امریکا هر چقدر هم که پیشرفته بشه و پول خرج کنه نمیتونه اینو داشته باشه و اونم عبارت است از "شهادت طلبی"، اصلا حواسم نبود که دیگه دوران این حرفا گذشته و اگه "شهادت طلبی" تونسته باعث پیروزی ما در جنگ تحمیلی و پیروزی بچه های حزب الله و حماس در جنگ های 33 روزه و 22 روزه بشه، بخاطر این بوده که اونا جنگ تن به تن، و با چماق و شمشیر بودن! وگرنه قرن بیستم و این حرفا ...کاریکاتور شکار هواپیمای جاسوسی امریکا

در پایان، به عنوان آخرین تعهد، قول میدیم اگه امریکا ما رو ببخشه و بهمون حمله ی اتمی نکنه، ما هم هواپیمای جاسوسی فوق مدرنش رو که بوسیله برو بچ هوافضایی کشور کنترل و سالم به زمین نشونده شده رو منفجر کنیم تا هم اطلاعاتش لو نره و هم تحلیل کارشناسان رادیو فردا (که گفته بودن اینا همش بلوفه و هواپیمایی دست ایران نیست) درست از آب در بیاد!!

 

پی نوشتی جدی! :
متاسفانه بعضی از خانواده ها فکر می کنند اگه فلان شبکه ماهواره ای، برنامه غیر اخلاقی نداره و فقط "مستند" پخش میکنه، پس تماشای برنامه های اون اشکال نداره!
در صورتی که کامنت این دوستمون! به خوبی نشون میده که ضرر این به ظاهر مستندها اگه کمتر از برنامه های ضد دینی شون نباشه کمتر هم نیست. "ارعاب" و ترساندن طرف مقابل، یکی از شیوه های قدیمی مستکبران جهان هست.

به قول شهید آوینی: «کدخدا» ، یا آن ابو الهولی که بر این دهکده جهانی حکم می راند ، پیش از آنکه قدرتمند باشد هراسناک است و پیش از آنکه قدرت نمایی کند درباره قدرت خویش سخن پراکنی می کند و مردمان را می ترساند.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 90/9/18 :: ساعت 9:30 عصر)


    بعضی از تصاویر اونقدر گویا هستند که نیاز به هیچ توضیحی ندارند!

    حجاب مصونیت است ...

    منبع: شورآباد 



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( پنج شنبه 90/8/26 :: ساعت 11:0 عصر)


    اشاره: چند ماه پیش، جمله ای منسوب به یکی از بازیگران زن سینما، در سایت های اینترنتی پخش شده بود که : "در ایران هم وضعیت حجاب باید مثل کشورهایی مانند سوریه، مالزی و لبنان باشد!" اینکه این نقل قول راست بوده یا دروغ، نمی دانم ، اما اینکه این شبهه، ذهن بسیاری از افراد را به خود مشغول کرده، واقعیتی است غیر قابل انکار.در این مقاله، سعی کرده ام در حد بضاعت خودم، مستند و مستدل، جوابگوی این شبهه باشم.

    حجاب در لبنان

    چرا بی حجابی در ایران، مثل کشورهایی چون مالزی، لبنان، ترکیه و ... آزاد نیست؟

    1. تفاوت در پراکندگی مذهبی: نمودار پراکندگی ادیان در مالزی
    نمودارها بخوبی تفاوت بافت مذهبی را در بین کشورهای مورد قیاس نشان می دهد.
    براستی ایران با 98% جمعیت مسلمان (یعنی اکثریت مطلق)، چگونه میتواند الگوی خود را کشورهایی مثل مالزی و لبنان که هر کدام جمعیت مسلمانشان حدود 60% است قرار دهد و قانون حجاب خود را طبق مدل آنها وضع کند؟ مگر نه اینکه یکی از اصول دموکراسی وضع قانون طبق نظر و اعتقادات اکثریت جامعه است؟

    حتی کشورهایی مثل ترکیه و سوریه هم با اینکه درصد جمعیت مسلمانانشان، بالا و نزدیک به ماست، اما حدود سه چهارم آنها، اهل سنت هستند، در حالی که 90% ایرانیان، شیعه هستند.نمودار پراکندگی ادیان در ترکیه

    اگر چه برای برادران اهل سنت، احترام قائلیم؛ اما تفاوت های فقهی و کلامی ما با آنها قابل انکار نیست و بدیهی ست که تفاوت های اعتقادی، به مرور زمان تفاوت های فرهنگی نیز می آفرینند. ممکن است گفته شود: اما "حجاب" یکی از مشترکات اعتقادی سنی و شیعه هست و در این مورد اختلاف نظری نیست. در پاسخ باید گفت: تازه از آن هم بالاتر، رعایت حجاب، جزء تعالیم مسیحیت نیز هست! ... اما اگر دیگران به تعالیم دینی شان التزام عملی ندارند، مشکل از آنهاست نه از ما !

    بخاطر کمبود جا نمودار سوریه رو نذاشتم، برای دیدنش میتونید اینجا کلیک کنید

    نمودار پراکندگی ادیان در لبنان   نمودار پراکندگی ادیان در ایران

    2. تفاوت در نوع حکومت ها:
    بسیاری از بی حجابی هایی که در دیگر کشورهای اسلامی می بینیم، محصول سیاست های طاغوتی حکومت های آنهاست. دیشب در بخش گفتگوی خبری شبکه دو، دو فعال سیاسی زن از کشور مصر درباره تحولات اخیر کشورشان صحبت می کردند. وقتی مجری درباره گرایش زیاد زنان مصری به حجاب ابراز تعجب کرد، پاسخ شنید که حجاب از سالیان دور در بین زنان این کشور محبوبیت زیاده داشته و یک امر ریشه دار هست اما دولت مصر سیاست ترویج بی حجابی را در پیش گرفته بود و مثلا تکلیف می کرد که تمام زنان مجری، بدون حجاب باشند. و اگر کسی محجبه میشد اخراجش می کردند.
    البته این وضع در کشورهای دیگر مثل ترکیه با حکومت سکولار (جدایی دین از امور اجتماعی) و یا مالزی با حکومت پادشاهی مشروطه هم صادق است. حکومت ترکیه از زمان آتاتورک تا همین چند سال پیش به شدت دین ستیز بوده، حتی حجاب در مدارس این کشور ممنوع بوده. الآن هم اگر چه دولت ترکیه "اسلامگرا" هست اما اسلامی نیست! (به معنای اتم ّکلمه)

    حال ایران با داشتن نظام جمهوری اسلامی، که تمام قوانین ریز و درشتش را (از جمله قانون حجاب) از شریعت ناب اسلامی گرفته چگونه می تواند مقلد نظام هایی با مشخصات فوق باشد؟
    چگونه ایران شیعه، از لبنانی تقلید کند که شیعیانش در مظلومیت کامل هستند و حداقل دخالت را در تصمیمات اجتماعی دارند. مارونی ها سالهاست که با کمک غربی ها پنجه بر شاهراه های قدرت و ثروت لبنان کشیده اند و همه چیز را در دست گرفته اند. (ر.ک لبنان به روایت شهید چمران +)

    بچه های حزب الله بارها تاکید کرده اند که مقاومت را، حجاب را و خیلی از چیزهای دیگر را از ایرانی ها یاد گرفته اند و هر چه دارند از انقلاب اسلامی ایران دارند. حال چگونه ایران بیاید و از مقلد خود، تقلید کند؟! آیا این اظهارت نشانی از خود کم بینی و عدم آشنایی با حقایق نیست؟
    اگر نظام سوریه و مردمش یا هر کشور مسلمان دیگری آنچنان که باید، به حجاب توجه نمی کند شاید چندان مورد ملامت نباشد. اما نظام جمهوری اسلامی چگونه میتواند توصیه های کسانی را که موجودیت و محبوبیتش را مدیون آنهاست نادیده بگیرد و نسبت به حجاب بی تفاوت باشد؟ بیش از دویست هزار شهید، گرانبهاترین دارئی شان را برای اجرای احکام اسلامی داده اند. وصیت نامه شهدا را ببینید(+) اکثریت قاطع آنها درباره حفظ حجاب در جامعه، وصیت کرده اند. چه بسا وصیت نامه هایی که در زیر باران گلوله نوشته شده اند اما در آنها توصیه به حجاب از قلم نیفتاده است. پس چگونه است که ما خیلی راحت لم می دهیم! و در امنیت حاصل از این جانفشانی ها، می گوییم: "ای بابا! هزارتا موضوع مهمتر داریم به حجاب گیر ندید"

    پس یکی دیگر از علل تفاوت ما با کشورهای دیگر در امر حجاب، هزینه ایست که ما در این باره کرده ایم و دیگران نکرده اند. هزینه ای به اندازه ی از دست دادن بهترین و پاک ترین جوانان وطن.

    3. تمدن و پیشینه تاریخی:
    از بحث های اسلامی هم که بگذریم، ما دارای تمدن چندین هزار ساله ای هستیم که هیچ کدام از کشورهای مذکور ندارند. ویل دورانت (نویسنده کتاب معتبر تاریخ تمدنها) معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.
    براستی حتی کسانی که اعتقادی به اسلام ندارند و مرتب از ایران باستان و کوروش و غیره دم می زنند، چرا در این باره سکوت می کنند و چشمشان را بر روی حقایق تاریخی کشورشان می بندند؟

    4. فرهنگ، تابع اقتصاد نیست:
    بعضی ها فکر می کنند چون ترکیه و مالزی در سال های اخیر رشد اقتصادی خوبی داشته اند، پس باید در همه ی زمینه ها از جمله موضوع حجاب از آنها تقلید کنیم! دقیقاً چنین برداشتی را (البته در فاز شدیدتر) غربزده ها دارند. در صورتی که این تفکر کاملا اشتباه است. غرب تمام پیشرفت هایش را مدیون دانشمندان سختکوش خود و البته استفاده از کتب دانشمندان مسلمان هست، نه لا ابالی های مردم عادی اش. به قول اقبال لاهوری:

    قدرت اَفرنگ، نه از چنگ و رباب .............. نی ز رقص دختران بی حجاب
    قدرت افرنگ از علم و فن است ............ وز همین آتش چراغش روشن است
    علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ ............. عقل می باید نه ملبوس فرنگ

    ما می توانیم در عرصه های علمی و اقتصادی، از هر کشوری از جمله ترکیه و مالزی الگوبرداری منطقی کنیم، بدون اینکه فرهنگ غنی خودمان را از دست دهیم.

    به امید روزی که تک تک ایرانیان با شناخت درست داشته های خود، حسرت نداشته های دیگران را نخورند! بهترین دین، پاکترین حکومت، غیور ترین مردان، عفیف ترین زنان، غرور انگیزترین پیشینه تاریخی... اینها داشته های ماست.

    پانوشت:
    تهیه آمار پراکندگی ادیان در کشورها و درست کردن نمودارها بیش از دو ساعت از وقتم رو گرفت و حسابی خستم کرد، اما وقتی رسیدم به ایران و آمار غرور انگیز اونو دیدم واقعا خستگی از تنم بیرون رفت و یاد این نقل قول معروف از امام زمان(عج) افتادم: "ایران شیعه، خانه ماست" (+)



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 90/8/11 :: ساعت 10:55 عصر)


    این پوستر زیبا و گویا، تقدیم به دوستان جنبش جلبکی و نیز اربابان امریکایی و انگلیسیشون که مدام برای ملت ایران چاه می کنند اما غافلند که خداوند خیر الماکرین است.

    جنبش وال استریت - we are 99%
    .: روی تصویر کلیک کنید :.

    پیوندهای مرتبط:

    عکس: ادامه اعتراضات در وال استریت

    عکس: پرچم جدید آمریکا

    این تصاویر همزمان را حتماً ببینید !

    فیلم: زیر گرفتن معترض امریکایی توسط پلیس

    روایت خواندنی نادر طالب‌زاده از وقایع “وال‌استریت”



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( دوشنبه 90/7/25 :: ساعت 11:32 عصر)


    به گزارش سرویس دفاع مقدس پایگاه 598، در اولین نگاه به میدان رزم، آنچه در ذهن تداعی می شود چیست؟ آیا جز خون و خطر؟ اما دین مبین اسلام در صدد پرورش انسان کامل و ذوابعاد است. انسانهایی در قله شجاعت، هنگام جهاد و در قله رأفت، هنگام زندگی. در این یادداشت، چند نمونه کوتاه از سرداران شهید در خصوص رفتار با همسر نقل می شود:

    همسر سردار شهید عباس کریمی: تواضع و فروتنی عباس باور نکردنی بود. همیشه عادت داشت، وقتی من وارد اتاق می شدم، بلند می‏شد و به قامت می‏ایستاد. یک روز وقتی وارد شدم روی زانوانش ایستاد. ترسیدم، گفتم: عباس چیزی شده، پاهایت چطورند؟ خندید و گفت: «نه شما بد عادت شده‏اید؟ من همیشه جلوی تو بلند می‏شوم. امروز خسته‏ام. به زانو ایستادم». می‏دانستم اگر سالم بود بلند می‏شد و می‏ایستاد. اصرار کردم که بگوید چه ناراحتی دارد. بعد از اصرار زیاد من گفت: چند روزی بود که پاهایم را از پوتین در نیاورده بودم. انگشتان پاهایم پوسیده است. نمی‏توانم روی پاهایم بایستم. عباس با همان حال، صبح روز بعد به منطقه جنگی رفت. این اتفاق به من نشان داد که حاج عباس کریمی از بندگان خاص خداوند است.

    همسر سردار شهید یوسف کلاهدوز: شاید علاقه‏اش را خیلی به من نمی‏گفت، ولی در عمل خیلی به من توجه می‏کرد. با همین کارهایش غصه دوری از خانواده‏ام یادم می‏رفت. حقوق که می‏گرفت، می‏آمد خانه و تمام پولش را می‏گذاشت توی کمد من. می‏گفت: «هر جور خودت دوست داری خرج کن». خرید خانه با من بود. اگر خودش پول لازم داشت می آمد و از من می گرفت. هر وقت هم که دلم برای پدر و مادرم تنگ می شد. آزاد بودم یکی دو هفته بروم اصفهان. اصلاً سخت نمی گرفت. از اصفهام هم که بر می گشتم، می دیدم زندگی خیلی مرتب و تمیز است. لباسهایش را خودش می‏شست و آشپزخانه را مرتب می‏کرد.

    همسر شهید مرتضی آوینی: با این که تعداد مسئولیتهایی که داشت از حد تواناییهای یک آدم خارج بود، ولی در خانه طوری بود که ما کمبودی احساس نمی‏کردیم؛ با آن که من هم کار در مخابرات را آغاز کرده بودم و ایشان هم واقعاً گرفتاری کاری داشت و تربیت سه فرزندمان هم به عهده‏مان بود. وقتی من می گفتم فرصت ندارم، شما بچه را مثلاً دکتر ببر، می برد. من هیچ وقت درگیر مسائل خرید بیرون از خانه، کوپن یا صف نبودم. جالب است بدانید که اکثر مطالعاتش را در این دوران، در همین صفها انجام می داد. تمام خرید خانه به عهده خودش بود و اصلاً لب به گلایه باز نمی کرد. خلق خوشی داشت. از من خیلی خوش خلق تر بود.

    همسر سردار شهید ولی الله چراغچی: خجالت می‏کشیدم که موقع راه رفتن پشت سرم بیاید تا کفشهایم را جفت کند. طعنه های دیگران را شنیده بودم که می گفتند: «آقا ولی الله کفشای این جوجه رو براش جفت می‏کنه». آخر، ظاهرش خیلی خشن به نظر می آمد. باورشان نمی شد. باور نمی کردند که چقدر اصرار داره به من کمک کنه.

    همسر سردار شهید محمدرضا دستواره: وقتی به خانه می رسید، گویی جنگ را می گذاشت پشت در و می آمد تو. دیگر یک رزمنده نبود. یک همسر خوب بود برای من و یک پدر خوب برای مهدی. با هم خیلی مهربان بودیم و علاقه ای قلبی به هم داشتیم. اغلب اوقات که می رسید خانه، خسته بود و درب و داغان. چرا که مستقیم از کوران عملیات و به خاک و خون غلتیدن بهترین یاران خود باز می گشت. با این حال سعی می کرد به بهترین شکل وظیفه سرپرستی اش را نسبت به خانه صورت دهد. به محض ورود می پرسید؛ کم و کسری چی دارید؛ مریض که نیستید؛ چیزی نمی خواهید؟ بعد آستین بالا می زد و پا به پای من در آشپزخانه کار می کرد، غذا می پخت. ظرف می شست. حتی لباسهایش را نمی گذاشت من بشویم. می گفت لباسهای کثیف من خیلی سنگین است؛ تو نمی توانی چنگ بزنی. بعضی وقتها فرصت شستن نداشت. زود بر می گشت. با این حال موقع رفتن مرا مدیون می کرد که دست به لباسها نزنم. در کمترین فرصتی که به دست می آورد، ما را می برد گردش.

    همسر سردار شهید مصطفی چمران: یک هفته بود مادرم در بیمارستان بستری بود. مصطفی به من سفارش کرد که «شما بالای سر مادرتان بمانید ولش نکنید، حتی شبها». و من هم این کار را کردم. مامان که خوب شد و آمدیم خانه، من دو روز دیگر هم پیش او ماندم، یادم هست روزی که مصطفی آمد دنبالم، قبل از این که ماشین را روشن کند دست مرا گرفت و بوسید، می بوسید و همان طور با گریه از من تشکر می کرد. من گفتم: «برای چی مصطفی؟» گفت: این دستی که این همه روزها به مادرش خدمت کرده برای من مقدس است و باید آن را بوسید.» گفتم: از من تشکر می کنید؟ خب این که من خدمت کردم مادر من بود، مادر شما نبود که این همه کارها می‏کنید.»

    گفت: «دستی که به مادرش خدمت می کند مقدس است و کسی که به مادرش خیر ندارد به هیچ کس خیر ندارد. من از شما ممنونم که با این همه محبت و عشق به مادرتان خدمت کردید.» هیچ وقت یادم نرفت که برای او این قدر ارزش بوده که من به مادر خودم خدمت کردم.

    همسر سردار شهید حسن باقری: وقتی این مرد بزرگ از جبهه به خانه می آمد آن قدر کار کرده بود که شده بود یک پوست و استخوان و حتی روزها گرسنگی کشیده بود، جاده ها و بیابانها را برای شناسایی پشت سر گذاشته بود، اما در خانه اثری از این خستگی بروز نمی داد. می نشست و به من می گفت در این چند روزی که نبودم چه کار کرده ای، چه کتابی خوانده ای و همان حرفهایی که یک زن در نهایت به دنبالش هست. من واقعاً احساس خوشبختی می کردم.

    همسر سردار شهید عباس بابایی: نمی گذاشت اخمم باقی بماند. کاری می کرد که بخندم و آن وقت همه مشکلاتم تمام می شد.

    همسر سردار شهید علیرضا عاصمی: همیشه یک تبسم زیبا داشت. وارد خانه که می شد، قبل از حرف زدن لبخند می زد. عصبانی نمی شد. صبور بود. اعتقادش این بود که این زندگی موقت است و نباید سر مسائل کوچک خود را درگیر کنیم. گاهی وقتها از شدت خستگی خوابش نمی برد. یک روز مشغول آشپزی بدم، علی هم کنار دیوار تکیه داد و مشغول صحبت با من شد تا چند دقیقه بعد آب و غذایی برای او ببرم، نگاه کردم دیدم کنار دیوار خوابش برده. ولی با همین وضعیت خیلی از مواقع کمک کار من در منزل بود، مثلاً اجازه نمی داد که هر شب از خواب بلند شوم و به بچه برسم. می گفت: یک شب من، یک شب شما... یک شب شام آماده کرده بودم که متوجه شدیم همسایه ما شام درست نکرده ـ چون تصور می کرده که همسرشان به منزل نمی آید ـ فوراً علی غذای ما را برای آنها برد. گفتم: خودمان؟! گفت: ما نان و ماست می خوریم...

    همسر سردار شهید اسماعیل دقایقی: فقط تا پشت در فرمانده بود. هیچ وقت نشد بخواهد به زور حرفش را به من تحمیل کند. توی همه زندگیمان فقط یک بار صدایش را سرم بلند کرد.

    همسر سردار شهید عباس کریمی: حاج عباس وقتی از منطقه جنگی آمد، مثل همیشه سرش را پایین انداخت و گفت: «من شرمنده تو هستم. من نمی‏توانم همسر خوبی برای تو باشم.» پرسیدم: عملیات چطور بود؟ گفت: «خوب بود». گفتم: شکستش خوب بود؟! گفت: «جنگ است دیگر». با روحیه عجیب و خیلی عادی گفت: جنگ ما با همه خصوصیات و مشکلاتش در جبهه است و زندگی با همه ویژگیهایش در خانه». وقتی عباس به خانه می‏آمد، ما نمی فهمیدیم که در صحنه جنگ بوده و با شکست یا پیروزی آمده است.


    (منبع: کتاب همسرداری سرداران شهید، مؤسسه فرهنگی و هنری قدر ولایت، تهران 1389)

    پانوشت بنده:

    یکی از سخت ترین، و شاید بتوان گفت سخت ترین "انتخاب" زندگی هر کس، گزینش و انتخاب همسر آینده شه. دلیلش هم کاملاً روشنه. به قول معروف "پای یه عمر زندگی در میونه". 
    این انتخاب برا دخترا به مراتب سخت تر و خطیرتره؛ چون، به علت پر رنگ بودن بُعد احساسی و عاطفی دختران، آسیبِ گرفتن تصمیمات احساسی و هیجانی، اونا را بیشتر تهدید می کنه.

    حالا دختر خانمای مجرد، اگر فکر می کنید که شهدا از آسمون اومدن و به آسمون برگشتن و نسلشون دیگه منقرض شده! که هیچی.
    ولی اگه قبول دارید که شهدا از بین همین مردان مؤمن زمینی بودند و در هر دوره ای وجود دارند، آیا بهتر نیست با چشمانی باز، همسر آینده تون رو از جنس همین خاکیان افلاکی انتخاب کنید؟
    کدوم دختره که دلش نخواد همسر آینده اش، مثل شهید عباس کریمی، بهش احترام بذاره؟
    کدوم دختره که از یک زندگی آروم بهشتی و بدون جنگ و جدل بدش بیاد؟
    کدوم دختره که دلش نخواد همسر آینده اش، مثل شهید دقایقی صداشو روی زنش بلند نکنه و هیچ وقت حرفشو به همسرش تحمیل نکنه؟
    کدوم دختره که دلش نخواد همسر آینده اش، مثل شهید چمران، زنش رو به خدمت و محبت کردن به مادرش تشویق کنه نه اینکه مثل بعضی از مردان بی غیرت، دنبال جوک هایی باشه که برای "مادر زن" ساخته میشن.
    کدوم دختره که دلش نخواد...

    خواستم بگم چقدر خوبه که دختر خانمای مجرد، بجای اینکه سکه های بی ثبات رو پشتوانه ی زندگی شون قرار بدن، از این خاطرات، یه پرینت ساده بگیرند و به خواستگاراشون نشون بدن و بگن اگه میتونی اینجوری باشی، بسم الله، وگرنه...
    اما دیدم چندان پیشنهاد خوبی نیست!
    کدوم پسره که توی چنین شرایطی قرار بگیره و جوگیر نشه و قبول نکنه؟

    با دادن تعهدهای فرمالیته، کسی نمی تونه شبیه شهدا بشه.
    شهدا خصوصیاتی داشتند و دارند که از روی اونا باید شناسایی بشن. شهدا بلا استثنا، نمازخون بودند و هستند ... بچه مسجدی بودند و هستند ... انقلابی و عاشق ولایت فقیه بودند و هستند ... باغیرت بودند و هستند ... بدون تکبر و اهل شنیدن موعظه بودند و هستند ... چشم پاک و سر به زیر بودند و هستند.
    اگه میخوای بفهمی باغیرت هست یا نه، بهش بگو یکی از شرایط من اینه که شما هیچ دخالتی در نوع پوشش و آرایش من در بیرون از منزل نداشته باشی. ببین واکنشش چیه!
    اگه میخوای بفهمی چشم پاک و سر به زیر هست یا نه، یه نگاهی به موبایلش بنداز (البته با اجازه خودش!) ببین توی گوشیش چه عکس هایی نگهداری میکنه. عکس های ناب خداپسند ... یا عکس انواع هنرپیشه ها و مانکن ها و بدن سازها...

    دخترای خوب ایرونی! اگه داشتن یک زندگی خوب لذتبخش و یک همسر مهربون خوش اخلاق آرزوتونه، صفات نارنجی رنگ بالا رو فدای ژیگول بودن طرف نکنید! همین.



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( جمعه 90/7/15 :: ساعت 1:25 عصر)


     

    تصاویر ترکیبی از دو انقلاب دوم. ایران و مصر

    تسخیر سفارت امریکا به دست جوانان انقلابی ایران
    تسخیر سفارت اسرائیل به دست جوانان انقلابی مصر


    تسخیر سفارت امریکا

    تسخیر سفارت اسرائیل

    تسخیر سفارت امریکا

    تسخیر سفارت اسرائیل

    خداییش خیلی فکر کردم که برای این مطلب چه تیتری بزنم که بهتر باشه و بتونه اوج خوشحالیم رو از خبر تسخیر سفارت اسرائیل توسط مردم انقلابی مصر نشون بده، اما انتخاب گزینه بهتر، از بین تیترهایی که به ذهنم می رسید واقعا برام مشکل بود. منم همه شونو براتون نوشتم تا شما انتخاب کنید!

    • تکرار تاریخ پس از 33 سال...
    • خاورمیانه ی جدید اما بدون اسرائیل...
    • انقلاب ایران صادر شد...
    • تا نابودی اسرائیل، چند سطل آب بیشتر باقی نمانده ...
    • شمارش معکوس نابودی اسرائیل شروع شد...
    • و آرزوهای امام(ره) یکی یکی برآورده میشود...

    البته اگه تیتر بهتری بلد بودید باز هم استقبال می کنیم



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( شنبه 90/6/19 :: ساعت 8:47 عصر)


    نمایش و عادی سازی دوستی های دختر و پسری در قالب سریال دینی! و در ماه مبارک رمضان!!

    سریال پنج کیلومتر تا بهشت

    خدا وکیلی چه مشکلی داشت اگه دو روح پسر با هم به تفریحات کمایی می پرداختند!
    اگه میگن مخاطب کم میشد، اونوقت "عماد و اسد" میشن مثال نقضی بر توجیه غلطشون

    خاک تو سرشون کنن با این سریال مذهبی ساختنشون. همین!

     

    لینک مرتبط: بازهم ضیافت رمضان و حکمرانی اشباح و شیاطین بر رسانه‌ی ملی!



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 90/5/26 :: ساعت 11:14 صبح)


    نمیدونم سرّش چیه، بعضی از کتاب ها رو اگه هزار بار هم بخونی برات کهنه نمیشن. یکی از همین کتاب ها، "فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی" نوشته ی دکتر حداد عادله.

    اولین بار فرازهایی از این کتاب رو در "ادبیات فارسی" کلاس اول دبیرستان خوندم و خدا میدونه که چقدر لذت بردم. چند روز پیش، اتفاقی، دوباره توفیق خوندن این سطور رو پیدا کردم. این بار لذتم دوبل شده بود! هم بخاطر خوندن دوباره ی بخش هایی از این کتاب. و هم بخاطر یادآوری روزهای خوش دبیرستان!

    اگه میخواین شما هم کیفور بشین! بسم الله:

    "لباس انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده و اعلام می‌کند که از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند ... جامعه غربی با لباسی که برتن دارد با ما سخن می گوید اگر به این سخن گوش دهیم فلسفه و فرهنگ غرب را خواهیم شنید.

    دوختن لباسهای تنگ برای مردم هزار سال پیش کاری چندان دشوار و پیچیده نبوده که نتوانند از عهده آن برآیند و امروزه هم دشوار نیست، علاوه براین مردم قدیم هراندازه هم که مطابق معیارهای غربی عقب مانده فرض شوند این اندازه می فهمیده اند که اگر شلوار را گشاد ندوزند و دامن پیراهن راکوتاهتر کنند صرفه جویی کرده اند و این خود به نفع آنهاست . پس نمی توان گفت این تفاوت در شکل لباس ناشی از پیشرفت و عقب ماندگی است و نمی توان گفت که شرقیان اگر می توانستند آنها هم مثل مردم امروز غرب لباس می دوخته اند .

    باید گفت: این جهان بینی و نظام ارزشهای شرق است که اقتضای چنان لباسی را دارد و لباس امروز غرب نیز متناسب با جهان بینی و فرهنگ امروز غرب است. در تمدن غرب "زن، فقط تن" است و ارزش او به اندازه ارزش تن اوست. در چنین فرهنگی لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست بلکه برای آرایش آن است و در چنین حال و هوایی که شخصیت زن به نمایش جسم اوست لباس او باید تنگ باشد تا با کمک آن بعضی از اندام خود را در "قالب" و بعضی دیگر را در "قاب" بگیرد.

    آنچه مدل لباس را تعیین می کند روانشناسی جنسی است و در حقیقت مبتکران مدهای تازه همواره در کار تنظیم نسبت میان برهنگی وپوشیدگی هستند تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس وحد کثر اشتیاق را در آن حنس دیگر ایجاد نمایند. این تنها لباس زن نیست که تابع رابطه "چشم و جسم" است که لباس مردان نیز هست.

    محدودیتهایی که برای غریزه جنسی در اسلام معین شده برای هدایت و رساندن انسان به مقصد است. تن تنها بخشی از وجود انسان است و انسان همه تن نیست، لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشاند. لباس برای او یک حریم است به منزله دیواری و دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند. لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند نه آن که بر قدرت تحریک بیفزاید ، لباس پوست دوم انسان نیست بلکه خانه اول اوست. انسان اسلام به جای آن که تن خود را به خلق بفروشد جان خود را به خدای خویش می‌فروشد"



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 90/4/29 :: ساعت 9:40 عصر)


    زنان ایتالیایورونیوز در گزارشی به تنزل جایگاه زنان در جامعه ایتالیا پرداخت. شبکه تلویزیونی یورونیوز گزارش داد: در فیلم مستند جدیدی به نام سیلویو فور اور که درباره صعود سیاسی سیلویو برلوسکنی نخست وزیر ایتالیا تهیه شده است از نقش تعیین کننده زنان در مسیر سیاسی، شخصی و قضایی وی غفلت نشده است.

    جیان آنتونیو استلا روزنامه نگار و از مولفان این کتاب می گوید: در این فیلم بخشی وجود دارد که برلوسکنی می گوید من زندگی زنان ایتالیایی را تغییر دادم زیرا آنها نمی دانستند که بعداز ظهرها چکار کنند.

    زنان وقت خود را جلوی تلویزیون هایی سپری می کردند که فیلم های سیاه و سفید خسته کننده به آنها نشان می داد. برلوسکنی برای آنها تلویزیونی با برنامه های متنوع و متفاوت آورد.

    یورونیوز می افزاید: برنامه های تلویزیونی ایتالیا از سی سال پیش تصویر زنان را به شدت تنزل داده و مبتذل کرده است. یکی از مخالفان استفاده ابزاری از زنان در ایتالیا می گوید: ایتالیا امروزه به علت الگویی که از زنان ارائه می دهد موردی منحصر بفرد است.

    در تلویزیون های دولتی و خصوصی ایتالیا، زنان منحصرا به عنوان کالا تلقی می شوند. اله مورا از دوستان صمیمی برلوسکنی که بزرگترین آژانس فعال در زمینه زنان و دختران روسپی ایتالیا را در اختیار دارد و قرار است در پرونده روبی گیت محاکمه شود می گوید: مردم مشتری زیبایی و روسپیگری هستند و به صحنه آوردن اینها به معنای ابتذال و مبتذل کردن زنان نیست! علاوه بر این هیچ زنی مجبور نیست تن به این کار دهد.

    در ایتالیا یک سوم دختران جوان بیکار هستند و روی آوردن آنها به چنین مسائلی به علت بیکاری باعث تاسف جامعه شناسی شده است که مسئول مرکز مطالعات زنان دانشگاه میلان است. وی می گوید: زنان تحصیلکرده تر از مردان هستند اما چشم انداز اشتغال آنها بسیار محدودتر است.

    من در حال تحقیق درباره آگهی های استخدام هستم. زمانی که آگهی های استخدام را بررسی می کنیم می بینیم که اولین شرط برای به کار گیری زنان داشتن چهره زیباست اما چهره زیبا به عنوان مثال در مهندسی رایانه به چه درد می خورد؟ زن به طور نمادین سهل الوصول ترین شی مصرفی است.

    نخست وزیر ایتالیا یکی از زنانی را که قبلا به عنوان مدل فعالیت می کرده است به وزارت برابری فرصت های زنان و مردان منصوب کرده است. اما بسیاری از ایتالیایی ها معتقدند که برابری فرصت ها در ایتالیا عبارتی بی معنی است. ایتالیا در گزارش جدید فوروم اقتصادی جهانی در زمینه برابری زنان و مردان در یکی از پایین ترین رده ها قرار گرفت.

    در فوریه گذشته بیش از یک میلیون زن و مرد در سراسر ایتالیا در اعتراض به مبتذل شدن زنان در این کشور به خیابانها ریختند. شماری از زنان ایتالیایی تصمیم گرفته اند به وضع رو به تنزل زنان در کشورشان پایان دهند. یکی از این فعالان می گوید: جایگاه زنان در سراسر اروپا در دهه های اخیر تنزل یافته است. باید انقلاب زنان در سراسر اروپا کامل شود.

    منبع: تیتر آنلاین

    درنگ:
    جمله ای رو که زرد کردم، قابل توجه اونایی که غرب رو آرمان‌شهری میدونن که اوضاع آن فراتر از گل و بلبل است!
    قسمت نارنجی رنگ، قابل توجه اونایی که میگن اگه روابط در ایران آزاد بشه، توجه مردان به زنان کم میشه.
    و جمله ی سبز رنگ، قابل توجه اونایی  که شعارهای دروغین غربی ها رو مبنی بر برابری زن و مرد در اروپا باور کرده اند.

    لینک مرتبط:
    مردان 5 برابر زنان در بی‌بی‌سی حقوق می‌‌گیرند



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( چهارشنبه 90/4/15 :: ساعت 9:22 عصر)


    چرا دیه ی زن نصف دیه ی مرد است؟?

    پاسخ: زن و مرد در شخصیت انسانی یکسان هستند ، و دیه، قیمت انسان ها نیست، بلکه جبران خسارت مالی است. اگر کسی مردی را بکشد، به نان آور خانه لطمه زده و ضربه ی اقتصادی بیشتری وارد کرده است و به همین دلیل جریمه ی بیشتری باید بپردازد.

    اگر کم و زیادی دیه بر اساس شخصیت افراد باشد، باید هر کس یک شخصیت علمی یا معنوی را کشت، قصاص و دیه ی بیشتری را متحمل شود. در حالی که دیه ی ساده ترین افراد و برجسته ترین افراد، از نظر حقوقی یکسان است.

    در مسایل حقوقی ، حضرت علی(ع) و ابن ملجم یکسان هستند و به همین خاطر حضرت علی (ع) در مورد قاتل خود فرمود: "فَضربوه ضَربة بضَربة " او یک ضربت به من زد ، شما هم یه ضربت به او بزنید، نه بیشتر.
    اگر دیه و قصاص بر مبنای شخصیت افراد باشد ، همه ی ثروت و پول های دنیا را هم بدهیم، جبران یک ذره از شخصیت علی بن ابیطالب (ع) نمی شود.

    آری، حساب دیه، حساب شخصیت افراد نیست تا خیال کنیم که چون دیه ی زن نصف مرد است، پس شخصیت او کمتر از مرد است.

    برگرفته از کتاب تمثیلات استاد قرائتی

    پی نوشت:

    شبکه ی سه ، برنامه پرسش و پاسخی داره که در اون، کارشناسان مذهبی به سؤالات و شبهات دینی جوانان پاسخ میدن. دیشب به طور اتفاقی این برنامه رو دیدم که درباره بحث مورد نظر ما، گفتگو میشد. (این حُسن تصادف برام خیلی جالب بود!)
    یکی پرسید چرا در اسلام ارث و دیه زن، نصف مرد هست و شهادت (گواهی قضایی) دو زن، اندازه شهادت یک مرد حساب میشه؟

    کارشناس، جواب خوب و جامعی داد. تا جایی که حافظه ام یاری می کرد جوابش رو سیو کردم! که براتون می نویسمش. اما دوستانی که میخوان به طور کامل اون جواب رو ببینند میتونن به سایت ایران سیما (آرشیو کامل برنامه های سیما) مراجعه کنند: (http://iransima.ir)

    و اما خلاصه جواب کارشناس:
    گاهی امتیازها و معافیت هایی که اسلام به زن داده، به خاطر بد مطرح شدن، باعث ایجاد شبهه میشن. در بحث ارث و دیه ما باید ببینیم پول دوبرابری که برای مرد در نظر گرفته شده به کی میرسه؟ آیا این پول رو به مرده ی مرد میدن؟! یا به خانواده و همسر اون؟

    اسلام میگه وقتی مردی کشته میشه، خانواده اش و مخصوصاً همسرش نیاز به حمایت بیشتری داره. پس باید پول بیشتری بهشون داده بشه. اما وقتی زنی کشته میشه، نیازی نیست که حمایت به همین میزان باشه و به مرد گفته میشه پاشو ادامه بده.

    یا در موضوع ارث، مرد هر مقدار که سهم میبره باید اونو در راه خونواده اش خرج کنه چون در اسلام وظیفه و بار اقتصادی خانواده بر عهده ی مرد هست. اما زن، علاوه بر اینکه از سهم و مال مرد استفاده میکنه، سهم الارثی که گیرش میاد فقط و فقط مال خودشه . میتونه اونو هرجور که میخواد استفاده کنه (پس انداز کنه، خرج کنه، سهام بخره!) چون بار اقتصادی خانواده بر عهده ی اون گذاشته نشده و از این وظیفه معاف شده.

    و اما شهادت (گواهی):
    در این بحث، ما سه کلمه داریم: ادعا - اقرار - شهادت.
    در موضوع "ادعا" که به نفع آدم هست، زن و مرد هر دو یکسانند. در "اقرار" که به ضرر آدم هست باز زن و مرد هر دو یکسانند. اما در شهادت که نه به نفع آدمه و نه به ضررش، و صرفاً یک "وظیفه و بار" اجتماعی هست ( چون کتمان حق، حرام است) اسلام با وضع این قانون، در حقیقت این بار رو از روی دوش زنان برداشته و نصف کرده.

    کسی که میاد شهادت میده، مسئولیتی رو قبول میکنه. گاهی وقتا خطراتی رو به جون میخره. برای همین خیلی ها همیطوریشم از زیر بار اون در میرن. "شهادت" یک تکلیف اجتماعیه که در اسلام، بار اون بیشتر بر دوش مردان هست تا زنان. 



  • معلوم الحال مجهول الهویه ( سه شنبه 90/3/31 :: ساعت 12:3 عصر)


    <      1   2   3   4   5   >>   >

    ورود , پسرا ,دخترا , عکس باحال , ورود پسرا ممنوع , روابط دختر وپسر ,روابط دختر و پسر ,زن ,گرل ,گرل فرند ,آرایش ,لباس ,جنسی ,عشق ,عاشق , هوس, ازدواج ,دوست یابی ,شعر ,پسران و دختران ,معشوق ,مهیج